افسردگی خفیف | بیماری

سلامت – پزشکی – افسردگی ناچیز

توضیح مریضی
افسردگی خفیفف (دیس تایمی ) عبارت است از افسردگی طولانی همراه با علایمی که ناچیز تر اما درازمدت تر از علایم دوره های شدید افسردگی هستن. شروع افسردگی خفیفف معمولاً بی سروصدا هستش و بسیاری از افراد متوجه تغییر در زندگی خود نمی شن. علایم ممکن است در دوران کودکی یا نوجوونی شروع شن و تا چند سال یا شاید هم ادامه داشته باشن.

علایم شایع

نداشتن اشتها یا برعکس پرخوری
مشکلات خواب (خواب زیاد یا کم )
از دست دادن انرژی ؛ احساس خستگی در تموم اوقات
مشغولیت ذهنی زیاد درباره احتمال شکست در کارا و بی عرضگی ، و هم داشتن افکار منفی (ناامیدی )
احساس تأسف واسه خود؛ منفی بافی
نداشتن بازده کاری مناسب در خونه و محل کار
مشکل در دقیق شدن و فوکوس کردن وتصمیم گیری
نداشتن علاقه یا لذت نبردن از فعالیت در زمان دچار شدن به این بیماریای لذت بخش یا فعالیت در زمان دچار شدن به این بیماریای اجتماعی
تحریک پذیری
گریه کردن بدون دلیل
زیاد ایراد گرفتن یا شکایت کردن
شکاک بودن

علل

شایدً در اثر ترکیب عوامل ژنتیکی ، چگونگی بزرگ شدن و تربیت ، و هم عوامل روانی (مثل از دست دادن شغل یا طلاق ) به وجود میاد.

عوامل شدید شدن کننده مریضی

سابقه خانوادگی افسردگی

پیشگیری

راه مشخصی واسه پیشگیری از اون وجود نداره. بهتره تغییرات کلی احتمالی در زندگی خود رو پیش بینی کنین و واسه اونا آمادگی داشته باشین.

عواقب مورد انتظار

به بیشتر کسائی که دچار افسردگی خفیفف هستن میشه با درمان مناسب کمک کرد. امکان داره چندین ماه طول بکشه تا علایم رو به بهبود بذارن. بعضی وقتا فرد تا وقتی که تحت درمان قرار میگیره و احساس خوبی پیدا کنه متوجه نمی شه که چقدر دپرس بوده است .

مشکلات احتمالی

برگشت افسردگی و طولانی شدن اون ؛ بروز دوره شدید افسردگی
سوء مصرف الکل یا وابستگی به اون
بقیه مشکلات به وجود مریضی زمینه ای و نوع اون بستگی دارن.

درمان

اصول کلی

گرفتن توضیح حال و انجام معاینه بالینی به وسیله دکتر .
بهترین یافته های با انجام روان درمانی یا مشاوره همراه با دارودرمانی حاصل می شن.
چندین فوت وفن روان درمانی در درمان افسردگی خفیفف مؤثر هستن:
شناخت یا رفتار درمانی (هدف اون تغییر افکار منفی به افکار مثبت است )؛
درمان روابط بین فردی (هدف اون بهبود ایجاد روابط با بقیه است )؛
تجزیه و تحلیل فرهنگی (هدف اون تعیین نقش جامعه در کم شدن عزت نفس و بروز احساس بی عرضگی و ناتوانی در مقابله با مشکلات ، و هم کمک به رفع این مشکل است ).
مشاوره شغلی واسه بعضی از این افراد با این هدف که مشخص شه کارشون برابر با خصوصیات روانی و رفتاری اونا هستش یا خیر.
پیوستن به گروه های حمایتی . این گروه ها به بسیاری از افراد کمک می کنن که در جمعی که همه مشکلات کم و بیش مشابهی دارن، مشکلات خود رو مطرح کنن و در این بین ، بذر دوستیای زیادی هم ریخته می شه.
از نوشیدن الکل دوری کنین. اگه واسه ترک اون نیاز به کمک دارین به دکتر خود مراجعه کنین یا با گروه های حمایتی مربوطه تماس حاصل کنین.
استرس عاطفی رو در زندگی خود کم کنین. روشای مقابله با استرس رو یاد بگیرین.

داروها

دکتر شما ممکن است داروهای ضد افسردگی تجویز کنه. امکان داره مصرف دارو تا چندین ماه یا بعضی وقتا چندین سال ضرورت داشته باشه. توجه داشته باشین که اگه یه نوع دارو مؤثر نبود، ممکن است داروهای دیگری وجود داشته باشن که اثر خوبی بذارن، پس به هیچ عنوان ناامید نشید.

فعالیت در زمان دچار شدن به این مریضی

محدودیتی واسه اون وجود نداره. انجام ورزش منظم پیشنهاد می شه.

رژیم غذایی

یه رژیم غذایی طبیعی و متعادل داشته باشین تا وضعیت سلامت شما در بهترین حالت حفظ شه.

درچه شرایطی باید به دکتر مراجعه کرد؟

اگه شما یا یکی از اعضای خونواده تون علایم افسردگی خفیفف رو دارین.
اگه علایم بدتر شن یا بر خلاف درمان رو به بهبود نگذارند.
ویرایش و خلاصه کردن:

 

علایم شایع

افسردگی ناچیز این طور تعریف می شه: وجود چندین مورد از علایم زیر در بیشتر ساعات روز و در بیشتر روزا به مدت دو سال یا بیشتر (یه سال در کودکان یا نوجوانان ) به طوری که فرد هیچ وقت بیش از دو ماه رها از این علایم نبوده باشه:

نداشتن اشتها یا برعکس پرخوری
مشکلات خواب (خواب زیاد یا کم )
از دست دادن انرژی ؛ احساس خستگی در تموم اوقات
مشغولیت ذهنی زیاد درباره احتمال شکست در کارا و بی عرضگی ، و هم داشتن افکار منفی (ناامیدی )
احساس تأسف واسه خود؛ منفی بافی
نداشتن بازده کاری مناسب در خونه و محل کار
مشکل در دقیق شدن و فوکوس کردن وتصمیم گیری
نداشتن علاقه یا لذت نبردن از فعالیت در زمان دچار شدن به این بیماریای لذت بخش یا فعالیت در زمان دچار شدن به این بیماریای اجتماعی
تحریک پذیری
گریه کردن بدون دلیل
زیاد ایراد گرفتن یا شکایت کردن
شکاک بودن

علل

شایدً در اثر ترکیب عوامل ژنتیکی ، چگونگی بزرگ شدن و تربیت ، و هم عوامل روانی (مثل از دست دادن شغل یا طلاق ) به وجود میاد.

عوامل شدید شدن کننده مریضی

سابقه خانوادگی افسردگی

پیشگیری

راه مشخصی واسه پیشگیری از اون وجود نداره. بهتره تغییرات کلی احتمالی در زندگی خود رو پیش بینی کنین و واسه اونا آمادگی داشته باشین.

عواقب مورد انتظار

به بیشتر کسائی که دچار افسردگی ناچیز هستن میشه با درمان مناسب کمک کرد. امکان داره چندین ماه طول بکشه تا علایم رو به بهبود بذارن. بعضی وقتا فرد تا وقتی که تحت درمان قرار میگیره و احساس خوبی پیدا کنه متوجه نمی شه که چقدر دپرس بوده است .

مشکلات احتمالی

برگشت افسردگی و طولانی شدن اون ؛ بروز دوره شدید افسردگی
سوء مصرف الکل یا وابستگی به اون
بقیه مشکلات به وجود مریضی زمینه ای و نوع اون بستگی دارن.

درمان

اصول کلی

گرفتن توضیح حال و انجام معاینه بالینی به وسیله دکتر .
بهترین یافته های با انجام روان درمانی یا مشاوره همراه با دارودرمانی حاصل می شن.
چندین فوت وفن روان درمانی در درمان افسردگی ناچیز مؤثر هستن:
شناخت یا رفتار درمانی (هدف اون تغییر افکار منفی به افکار مثبت است )؛
درمان روابط بین فردی (هدف اون بهبود ایجاد روابط با بقیه است )؛
تجزیه و تحلیل فرهنگی (هدف اون تعیین نقش جامعه در کم شدن عزت نفس و بروز احساس بی عرضگی و ناتوانی در مقابله با مشکلات ، و هم کمک به رفع این مشکل است ).
مشاوره شغلی واسه بعضی از این افراد با این هدف که مشخص شه کارشون برابر با خصوصیات روانی و رفتاری اونا هستش یا خیر.
پیوستن به گروه های حمایتی . این گروه ها به بسیاری از افراد کمک می کنن که در جمعی که همه مشکلات کم و بیش مشابهی دارن، مشکلات خود رو مطرح کنن و در این بین ، بذر دوستیای زیادی هم ریخته می شه.
از نوشیدن الکل دوری کنین. اگه واسه ترک اون نیاز به کمک دارین به دکتر خود مراجعه کنین یا با گروه های حمایتی مربوطه تماس حاصل کنین.
استرس عاطفی رو در زندگی خود کم کنین. روشای مقابله با استرس رو یاد بگیرین.

داروها

دکتر شما ممکن است داروهای ضد افسردگی تجویز کنه. امکان داره مصرف دارو تا چندین ماه یا بعضی وقتا چندین سال ضرورت داشته باشه. توجه داشته باشین که اگه یه نوع دارو مؤثر نبود، ممکن است داروهای دیگری وجود داشته باشن که اثر خوبی بذارن، پس به هیچ عنوان ناامید نشید.

فعالیت در زمان دچار شدن به این مریضی

محدودیتی واسه اون وجود نداره. انجام ورزش منظم پیشنهاد می شه.

رژیم غذایی

یه رژیم غذایی طبیعی و متعادل داشته باشین تا وضعیت سلامت شما در بهترین حالت حفظ شه.

درچه شرایطی باید به دکتر مراجعه کرد؟

اگه شما یا یکی از اعضای خونواده تون علایم افسردگی ناچیز رو دارین.
اگه علایم بدتر شن یا بر خلاف درمان رو به بهبود نگذارند.
ویرایش و خلاصه کردن:

 

افسردگی به حس بویایی آسیب می ‌رساند | بیماری

اگه نمی تونید بوی گل رُز رو احساس کنین، شاید به افسردگی گرفتار هستین؛ چون یافته های یه تحقیق جدید نشون داده که بخشی از مغز بیماران دپرس که مسوول حس بویایی است، کوچیک تر از اندازه طبیعیه.

به گزارش مجله علمی نیوساینستیت، محققان دانشکده پزشکی یه دانشگاه در آلمان واسه رسیدن به این نتیجه ۲۱ فرد گرفتار به افسردگی زیاد و ۲۱ فرد سالم رو در برابر یه ماده شیمیایی با بوی بسیار ناچیز قرار دادن که کم کم بر غلظت این بو اضافه شد تا جایی که داوطلبان تونستن اونو استشمام کنن.

محققان هم اینکه پیازهای حس بویایی رو در داوطلبان اندازه گیری کردن که بخشی از مغز هستن و حس بویایی رو در ما ایجاد می کنن.

محققان به این نتیجه رسیدن، کسائی که به افسردگی دچار نبودن، می تونستن در غلظت های بسیار پایین، بوی این ماده شیمیایی رو استشمام کنن. در حالی که افراد دپرس قادر به این کار نبودن. هم اینکه در بیماران دپرس اندازه پیازهای بویایی ۱۵ درصد کوچیک تر بود.

*

منبع : tebyan.net

جمع آوری به وسیله بخش مقالات پزشکی و بهداشتی سایت آکا

افسردگی به اندازه سیگار کشیدن مضر است | بیماری

: مجموعه: اخبار پزشکی

تاریخ انتشار : جمعه, ۰۷ دی ۱۳۹۷ ۱۴:۳۸

طبق یافته های یه مطالعه نوین، افسردگی و اضطراب مثل سیگارکشیدن و چاقی، خطر مریضی قلبی و سکته رو زیاد می کنه.

به گزارش خبرآنلاین، یافته های محققان دانشگاه کالیفرنیا نشون میده افراد دارای اضطراب و افسردگی ۶۵ درصد در خطر بالا مشکلات قلبی، ۶۴ درصد در برابر سکته، ۵۰ درصد در برابر فشارخون بالا و ۸۷ درصد در برابر آرتروز قرار دارن.

 

«آندره نیلز»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره میگه: «افزایش این ریسکا مثل شرکت کنندگانیه که سیگاری یا چاق هستن.»

 

با این حال محققان عنوان می کنن دچار شدن به سرطان در این مورد استثناءه و در شرایط افسردگی و اضطراب با چاقی و سیگار کشیدن برابر نیس.

 

به گفته نیلز، «یافتهامون مثل خیلی از تحقیقات نشون میده که ناراحتی روانشناختی عامل قوی ای در دچار شدن به خیلی از شکلای جور واجور سرطانا نیس.»

 

هم اینکه تیم تحقیق دریافت نشونه هایی مثل سردرد، ناراحتی معده، کمردرد و تنگی نفس در مورد استرس و افسردگی بالا زیاد می شه. مثلا، سردرد در این گروه از افراد، ۱۶۱ درصد بیشتره.

 

محققان با در نظر گرفتن این یافته ها، بر درمان مشکلات روانشناختی مثل افسردگی و اضطراب تاکید دارن. در این مطالعه، داده های سلامت مربوط به بیشتر از ۱۵ هزار فرد سن بالا تو یه دوره ۴ ساله بررسی شد.

.

منبع :

افسردگی بعد از زایمان و راه های درمان آن | بیماری

: در دنیای امروز خیلی از مادران از افسردگی پس از زایمون رنج می برن.لازمه که مادران و هم اینکه افراد تقریبا اونا، علائم افسردگی بعد از زایمون رو بشناسن و از اعضای خونواده، دوستان و پزشکان متخصص، واسه درمان هرچه سریع تر این مریضی کمک بخوان.

: افسردگی بعد از زایمون و راه های درمان اون

روزا و هفته های بعد از زایمون، علاوه بر هیجان انگیز و دل نشین بودن، می تونن واسه شما سخت هم باشن. خیلی از خانوما، بعد از زایمون، تغییرات اساسی رو در اخلاق خود تجربه می کنن، این تغییرات می تونن موقتی باشن و یا این که مدت زمان زیادی به طول بی انجامند. مهم ترین اونا، افسردگی بعد از زایمونه که یکی از عادی ترین مشکلات بعد از زایمون حساب می شه و در بعضی از موارد بسیار شدیده. لازمه که مادران و هم اینکه افراد تقریبا اونا، علائم افسردگی بعد از زایمون رو بشناسن و از اعضای خونواده، دوستان و پزشکان متخصص، واسه درمان هرچه سریع تر این مریضی کمک بخوان. با حمایتا و درمان درست و به موقع، مادرانی که دچار مریضی افسردگی بعد از زایمون هستن، می تونن به زودی بر این مشکل پیروز شدن و به زندگی عادی خود برگردن.

طبق آمارها، بیشتر از ۸۰ درصد خانوما بعد از زایمون مبتلاء به مشکلاتی مثل؛ ناراحتی، تغییرات در اخلاق، احساسات و افسردگی می شن. آدمایی که دچار این مشکل هستن، ممکنه که دقایقی خوشحال باشن و بعد از اون گریه کنن و غمگین و خسته به نظر برسن. افسردگی بعد از زایمون معمولا چد روز زمان میبره، اما در مواردی ممکنه چندین هفته و یا طولانی تر باشه.

دلایل افسردگی بعد از زایمون:

تغییرات در اخلاق و افسردگی بعد از زایمون، در نتیجه تغییرات طبیعی هورمونا در طول بارداری و هم اینکه زایمون، به وجود میان. اندازه هورمونای استروژن و پروژسترونی که در طول بارداری زیاد شده، بعد از زایمون یهویی کم میشه و اخلاق فرد رو تحت تاثیر قرار میده. این هورمونا، در طول یه هفته و یا بیشتر، به میزانی که در طول دوران بارداری بودن، برمی گردن؛ در نتیجه اندازه این هورمونا به مقدار طبیعی می رسه و در بیشتر موارد افسردگی بعد از زایمون بدون درمانای پزشکی، بهبود پیدا میکنه.

راه های درمان افسردگی بعد از زایمون:

استراحت کافی، تغذیه مناسب و هم اینکه مورد پشتیبانی و توجه قرار گرفتن، در درمان افسردگی بعد از زایمون به درد بخور هستن؛ چون که خستگی، کمبود خواب و داشتن استرس، منتهی به شدید شدن ناراحتی و افسردگی بعد از زایمون می شن. واسه مقابله با این مشکل، مادران باید در روزا و هفته های اول بعد از زایمون، کمک اعضای خونواده و دوستای خود رو قبول کنن و به اونا اجازه بدن که در کارایی از جمله خرید، کارای خونه و یا مراقبت از بچه به اونا کمک کنن و وقتی که استراحت می کنن، خوابند و یا حموم می کنن، اونا از کودکشون مراقبت کنن و یا به اون غذا بدن. 

مادران باید خواب کافی دارا باشن و غذای به درد بخور و سالم بخورند. صحبت کردن با اعضای خونواده و یا مادران دیگری که اونا هم تازگیا زایمون کردن، به اونا قوت قلب میده و میفهمن که فقط خودشون نیستن که دچار این مشکلات شدن. اگه اونا تمایل به گریه کردن دارن، نباید جلوی خودشون رو بگیرن و نباید به مسائل غمگین و ناراحت کننده فکر کنن؛ این مریضی باید سیر طبیعی خود رو طی کنه و بهبود یابد. اگه در فردی افسردگی بعد از زایمون بیشتر از ۲ الی ۳هفته به طول رسید، باید به دکتر متخصص مراجعه کنه تا در درمان هر چی سریع تر این مریضی به اون کمک کنه.

.

منبع :

افسردگی بعد از زایمان طبیعی است؟ | بیماری

بعد از بچه دار شدن، مراقبت و پایش سلامت روان و هوشیاری شما در برابر نیازای احتمالی، موضوع بسیار مهمیه. بعد از زایمون، احتمال وقوع مشکلات روانی زیادی هست.

عوامل سهیم در این وقایع عبارتند از: تغییرات هورمونی، تجربه ناموفق از زایمون، احساس ناتوانی از بچه دار شدن واسه همیشه، سطح رضایت شما از زندگی زناشویی، زایمون بچه ای با کمبودهای فراوون، نبود پشتیبانی اجتماعی، بی رمقی یا سابقه خانوادگی افسردگی پس از زایمون.

گذر از دوران بارداری به مادر شدن کار ساده ای نیس و ایجاد افسردگی چه ناچیز و چه شدید، به اون معنا نیس که شما به عنوان یه شخص، جا خالی کرده یا تسلیم شدین. مطمئنا با پیدا کردن راه هایی جدید واسه ایجاد تعادل میان زندگی روزمره و مسوولیتای اون کم کم از این گرفتاری خارج میشین.

پژمردگی روانی

شما که تا حالا مسوولیتای آسون و راحتی داشتین، با مشاهده مسوولیتای جدیدی که به دلیل مادر شدن پیش روی شما قرار می گیرن، ممکنه احساس بی عرضگی و ناتوانی کنین، اما با کمی صبر، این دوره رو به امید خدا پشت سر می ذارین و به خودتون افتخار می کنین که می تونین از پس اینجور مشکل بزرگی برآیید.

در ۸۰ درصد زنائی که واسه اولین بار بچه دار می شن یه جور افسردگی ناچیز موسوم به پژمردگی مشاهده می شه. این افسردگی ناچیز معمولا چند روز تا چند هفته بعد از زایمون اتفاق می افته. عموما خود به خود بهبود پیدا میکنه و در عرض چند هفته به طور کامل و بدون درمان برطرف می شه. در طول این مدت، ممکنه شما دچار احساساتی مثل غم و اندوه، خشم، اضطراب، زودرنجی و ناتوانی شید. این مادران بی تجربه بدون هیچ دلیل روشنی یه مرتبه زیر گریه میزنن و خیلی راحت هم آروم نمی شن. بعضی از مادران متعجب هستن که به چه دلیل بعضی وقتا دچار افکار منفی نسبت به بچه خود می شن و این موضوع رو این جور تفسیر می کنن که حتما مادر بدی هستن. شاید باخبر شدن از این نکته که پژمردگی پس از زایمون موضوعی به طور کامل طبیعیه، به شما کمی دلگرمی و تسلی خاطر بده. علاوه بر پذیرش پژمردگی روانی به عنوان بخشی طبیعی از زایمون، مراقبت و مراقبت از خودتون هم خیلی مهمه.

به اندازه کافی استراحت کنین

استراحت کافی تاثیر قابل توجه ای در سلامت جسم و روان شما داره. در طول روز تلاش کنین هر موقع بچه می خوابد، شمام بخوابین تا دوره های استراحت شما با هم تنظیم و هم زمان شه. هروقت مسایلی که بیشتر از این شما رو آزار نمی دادن، یهو به موضوعاتی غیرقابل تحمل و خسته کننده واسه شما تبدیل شدن، بدونین که به استراحت بیشتری نیاز دارین. قبول کردن کمک از طرف بقیه بعضی وقتا کار سختیه، اما شاید این تنها چیزی باشه که شما واسه حفظ احساس مثبت و واقعی به اون احتیاج داشته باشین.

غذای مقوی بخورین

تغذیه خوب چیزی که رو بدن شما در دوران بهبود پس از زایمون احتیاج داره، جفت و جور می کنه. چند وعده کوتاه در روز ممکنه واسه شما قابل تحمل تر از سه وعده سنگین باشه.

مصرف سبزی و میوه به عنوان میان وعده های کوتاه و سالم، به کنترل وزن هم کمک می کنه.

ورزش رو یادتون نره

ورزش سبک می تونه به درد بخور باشه. در صورت امکان هر روز به مدت نیم ساعت پیاده روی سریع داشته باشین.

اگه هنگام پیاده روی بچه رو هم داخل کالسکه با خود ببرین، شاید احساس لذت بیشتری کنین.

نرمش و کشش عضلات هنگام بازی و صحبت کردن با بچه می تونه قدرت کشش عضلات شما رو زیاد کنه، وقتی بچه خوشحال و شنگوله، شمام آرامش روانی بیشتری داره.

رفت و اومد داشتن

جزء دیگری از روند طبیعی بهبود پیدا کردن پس از وضع حمل اون هستش که تجربیات شخصی خود رو در مورد زایمون با بقیه مورد بررسی قرار بدین. داشتن دوستان و آشنایانی که دوستانه به حرف هاتون گوش کرده و احساسات شما رو بفهمن، کمک بسیار زیادی به کاهش نشونه های افسردگی می کنه.

افسردگی پس از زایمون

نوع شدیدتری از پژمردگی یا غم زدگی که اصطلاحا افسردگی پس از زایمون نامیده می شه، تقریبا در ۵ تا ۲۰ درصد تازه مادران مشاهده می شه. نشونه های اون شدیدتر و دراز مدت تر از پژمردگیه و در هر موقعی از اولین سال پس از زایمون ممکنه روی دهد. نشونه های دیگه اون عبارتند از: خستگی همیشگی، لذت نبردن از زندگی، احساس بی عاطفگی، دوری گزیدن از خونواده و دوستان، نبود نگرانی از وضع سلامت خود و بچه، نداشتن میل جنسی، احساس شدید شکست و به درد نخوری و نوسانات شدید خلقی.

ممکنه آرزوها و انتظارات زیادی داشته و در درک مسایل با مشکلاتی روبه رو باشین، یا احساس کنین سرتون کلاه رفته. به محض اینکه دوستان و آشنایان متوجه اینجور نشونه هایی در شما شن، این موضوع رو با دکتر خود در میان بذارین. مراجعه زودتر از موعد معمولی به دکتر ممکنه باعث بهتر شدن سریع تر افسردگی پس از زایمون شه. درمان بسته به نیازای هر فرد فرق داره، اما شاید شامل رفتاردرمانی و درمان با داروهای ضد افسردگی هستش.

فشار عصبی پس از ضربه روانی

این مشکل روانی می تونه به دنبال تولد بچه ایجاد شه. این حالت ممکنه پاسخی باشه به یه وضع حمل دلخراش و تکون دهنده واقعی یا خیالی، یا اتفاقا از یه واقعه دلخراش فراموش نشدنی در گذشته سر گرفته باشه. نشونه های این مشکل مثل افسردگی پس از زایمونه، ولی با یه حادثه دلخراش در گذشته ربط داره.

در صورت تشخیص زودتر از موعد معمولی، مشاوره روانی با متخصص، بعضی وقتا در کنار دارو درمانی و آموزشای کاهش فشار عصبی به بهتر شدن این مریضی منجر می شه.

جنون پس از زایمون

مشکل دیگری که تازه مادران بعضی وقتا به اون دچار می شن، جنون پس از زایمونه که حالا خوبیش اینه پدیده نادریه. نشونه های اون ممکنه چند روز تا چند هفته بعد از وضع حمل شروع شن افسردگی شدید به همراه اضطراب زیاد، افکار پریشون، ترس از آسیب زدن به خود یا بچه، توهم، عقاید یا گفته های غیرمنطقی، بدبینی نسبت به دور و بریا یا هیستری (رفتار و حرکات عصبی).

هدف از درمان این مشکل، در امان نگه داشتن مادر و کودک و کمک به حفظ حس کفایت و به درد بخور بودن مادر در طول دوره بهبود هستش. این مریضی نیاز به کمک و مراقبتای پزشکی داره.

دکتر مجتبی جوانبختی

هفته نامه سلامت

*

منبع : tebyan.net

افسردگی بالینی چیست | چه علائمی دارد و چگونه درمان می شود؟ | تغذیه سالم

افسردگی بالینی چیه، چه نشونه هایی داره و چیجوری درمان می شه؟

احساس غم و اندوه همیشگی، لذت نبردن از زندگی، عزت نفس پایین و تغییر در اندازه اشتها و وزن از علائم افسردگی بالینی هستن.

افسردگی بالینی چیه

افسردگی بالینی به چه معنا هستش ؟

افسردگی بالاتر از احساس اندوه و غم به مدت چند روزه . همه آدما ممکنه روزهایی احساس غم و اندوه داشته باشن ، اما اگه این حالت به مدت چند هفته و یا چند ماه ادامه پیدا کنه، شک نداشته باشین فرد دچار افسردگی شده .

بعضی افراد بر این تصورند که افسردگی چیزی روشن و عادیه و اونو یه شرایط واقعی در سلامت آدم ، نمی دونن . اونا سخت در اشتباهن . افسردگی یه مریضی واقعی به همراه علائم واقعیه ، و اصلا نشونه ضعف فرد نیس . خبر خوب اینکه ، با درمان و پشتیبانی درست، فرد دپرس می تونه بهبودی کامل یابد .

علائم افسردگی بالینی

علائم این مریضی بسیار پیچیده س و در میان افراد جور واجور بسیار گسترده س . اما یه قانون کلی حکم فرماست ، که اگه شما غم ، ناامیدی و نبود علاقه به چیزایی که قبلا به اونا علاقه داشتین ، رو در خود احساس کردین ، دچار افسردگی هستین .

علائم بسیار زیادی در این مریضی هست ، که حتما فرد دچار همه اونا نمی شه . اگه از نشونه هایی که در زیر به اونا اشاره می شه ، بعضی از اونا رو به مدت دو هفته در خود پیدا کردین ، حتما از مشاوره درمانی استفاده کنین

علائم روحی

۱- احساس غم و اندوه همیشگی

۲- احساس ناامیدی و درموندگی

۳- عزت نفس پایین

۴- احساس بغض و گریه

۵- احساس گناه

۶- نبود تحمل بقیه

۷- احساس بی انگیزه بودن و نبود علاقه به موضوعات دور و بر

۸- سخت عزمشونو جزم کردن

۹- لذت نبردن از زندگی

۱۰- احساس استرس و اضطراب

۱۱- فکر کردن به خودکشی و یا خود آزاری

علائم فیزیکی

۱- کندی در حرکت و صحبت کردن

۲- تغییر در اندازه اشتها و وزن ( معمولا با کم شدن این مواجه هستیم تا زیاد شدن اونا )

۳- یبوست

۴- دردهای غیر قایل توجیه

۵- کم شدن انرژی و کم شدن میل جنسی

۶- تغییر در روند قاعدگی در زنان

۷- مشکل در خواب ( سخت خوابیدن و یا زود بیدار شدن در صبح )

علائم اجتماعی

۱- نبود کارایی در محل کار

۲- مشارکت کمتر در فعالیتهای اجتماعی و دوری از ایجاد رابطه با دوستان

۳- اهمال در انجام کارای مورد علاقه

۴- مشکل در رابطه خانوادگی

افسردگی به آهستگی به سراغ افراد میاد ، پس تشخیص اون بسیار سخته . خیلی از افراد بدون باخبر شدن از مریضی خود ، تلاش می کنن با شرایط خود کنار بیاییند . بعضی وقتا یکی از افراد خونواده و یا دوستان متوجه شرایط اون فرد می شن .

کارشناسان اندازه اهمیت افسردگی رو به سه دسته زیر تقسیم می کنن

۱- افسردگی ناچیز : زندگی روزمره رو کمی تحت تاثیر قرار میده .

۲- افسردگی میونه : زندگی روزمره رو یه شدیدا تحت تاثیر قرار میده .

۳- افسردگی زیاد : تقریبا زندگی روزمره دچار مشکل و نشدنی می شه ، بعضی افراد با افسردگی زیاد دچار علائم روانی می شن .

فرق احساس غم و افسردگی

تشحیص فرق بین غم و افسردگی بسیار سخته . ویژگیاشون یکیه اما تفاوتای زیادی هم با هم دارن . غم یه عکس العمل به طور کامل طبیعی به بحث ” از دست دادن ” است ، در حالی که افسردگی یه بیماریه . افراد بعضی وقتا دچار غم و اندوه می شن و این احساس در اونا ضعیف و قوی می شه ، به آینده امید دارن و از زندگی حال می کنن . بر عکس افراد دپرس به صورت دائم احساس غم و اندوه می کنن ، از هیچی در زنگی لذت نمی برن و نسبت به آینده خوش بین نیستن .

بقیه شکلای جور واجور افسردگی

۱- افسردگی پس از زایمون : بعضی زنان پس از به دنیا آوردن فرزندشون دچار افسردگی می شن . این نوع افسردگی هم مانند بقیه افسردگیا با داروهای ضد افسردگی و گفتار درمانی ، قابل درمانه .

۲- مشکل دوقطبی : به این مریضی ” افسردگی جنون ” هم اتلاق می شه . در این نوع افسردگی تغییر خلق و خو شدیدا دیده می شه . علائم اون مثل افسردگی بالینی است ، اما حملات جنون آمیز میتونه واسه فرد داغون کننده باشه ، حملاتی مانند : قمار کردن ، عیاشی و مقاربت ناامن با هر فردی .

۳- مشکل خلقی فصلی : که به اون افسردگی زمستونی هم می گن ، یه جور افسردگیه که فرد معمولا در زمستون دچار تغییر خلق می شه .

عوامل به وجود اومدن افسردگی

یه عامل خاص واسه این مریضی وجود نداره . در بعضی افراد عوامل استرس زا و ناراحت کننده مانند : محرومیت ، طلاق ، مریضی ، احساس اضافه بودن و یا نگرانیهای مالی و شغلی ، می تونن عوامل افسردگی باشن . معمولا عوامل مختلفی باعث افسردگی می شه . مثلا فرد پس از یه مریضی سخت احساس اندوه می کنه و بعد تجربه ای تلخ مانند محرومیت رو تجربه می کتد ، و به دنبال همه این عوامل افسردگی ظاهر می شه . بعضی افراد این حوادث پشت سر هم رو ” مارپیچ سرازیری ” می گن . مثلا اگه رابطه فرد با همسر یا نامزدش به پایان برسه ، ناخودآگاه غم و اندوه پس از اون ، اونو از دیدن دوستانش باز می داره . ممکنه اون به سراغ الکل بره و در ادامه افسردگی به سراغ اون بیاد .

بعضی تحقیقات نشون میده که با بالا رفتن سن ، افسردگی هم به سراغ فرد میاد و این موضوع در افراد در شرایط اجتماعی و مالی سخت ، زیاد می شه .

حوادت اضطراب آفرین : بیشتر افراد تاب مواجه شدن با حوادث اضطراب افرین رو ندارن . مثلا فرد پس از محرومیت مالی و پایان رابطه عاطفی ، دیدن دوستان و اقوام رو متوقف می کنه و خودشو مسئول حل مشکلش می دونه . و خطر افسردگی بیشتر اونو تهدید می کنه .

مریضی : آدمایی که دچار بیماریهای سخت مثل سرطان و بیماریای قلبی و عروقی هستن ، بیشتر دچار افسردگی می شن .

ضربه های شدید به سر هم می تونه فرد رو دچار مشکل خلق و خو و در آخر افسردگی کنه .

کم کاری تیروئید و در موارد نادر، ضربه مغزی ، باعث کم شدن هورمون تیروئید می شه و در نتیجه خستگی شدید و کم شدن میل جنسی در فرد ، اونو به سمت افسردگی می بره .

شخصیت : افراد ممکنه با داشتن ویژگیهای شخصیتی خاص ، در مقابل افسردگی ، بیشتر شکننده باشن . ویژگیهایی مثل نبود عزت نفس و خود انتقادی شدید . این مورد به ژنهای ارثی از پدر و مادر و یا تجربه های شخصی در کودکی ربط داره .

گذشته خانوادگی : اگه فردی از اعضاء خونواده مانند یکی از والدین ، آبجی یا داداش شما دچار افسردگی بودن ، شما بیشتر در برابر افسردگی قرار دارین .

زایمون : بعضی زنان پس از زایمون شدیدا حساس و دپرس می شن . تغییرات هورمونی و فیزیکی و مسئولیتهای جدی ، زن رو دچار افسردگی پس از زایمون می کنه .

تنهایی : دور موندن از دوستان و خونواده ، فرد رو دچار افسردگی می کنه .

مشروبات الکلی و مواد مخدر : بعضی افراد در دوران سخت زندگی به مشروبات الکلی و مواد مخدر روی میارن ، که می تونه بدست اومده به افسردگی. شه . شاهدانه ممکنه در آروم کردن شما مؤثر باشه ، اما در نوجوانان باعث افسردگی می شه . هرگزسعی نکنین مشکلات خود رو با مشروبات الکلی آرامش بدین ، چون الکل باعث افسردگی زیاد می شه ./ شفاجو

.

منبع :

افسردگی بالینی چیست | چه علائمی دارد و چگونه درمان می شود؟ | بیماری

: نشونه های افسردگی بالینی و راه های درمان اون

احساس غم و اندوه همیشگی، لذت نبردن از زندگی، عزت نفس پایین و تغییر در اندازه اشتها و وزن از علائم افسردگی بالینی هستن.

افسردگی بالینی چیه

افسردگی بالینی به چه معنا هستش ؟

افسردگی بالاتر از احساس اندوه و غم به مدت چند روزه . همه آدما ممکنه روزهایی احساس غم و اندوه دارا باشن ، اما اگه این حالت به مدت چند هفته و یا چند ماه ادامه پیدا کنه، شک نداشته باشین فرد دچار افسردگی شده .

بعضی افراد بر این تصورند که افسردگی چیزی روشن و عادیه و اونو یه شرایط واقعی در سلامت آدم ، نمی دونن . اونا سخت در اشتباهن . افسردگی یه مریضی واقعی به همراه علائم واقعیه ، و اصلا نشونه ضعف فرد نیس . خبر خوب اینکه ، با درمان و پشتیبانی درست، فرد دپرس می تونه بهبودی کامل یابد .

علائم افسردگی بالینی

علائم این مریضی بسیار پیچیده س و در میان افراد جور واجور بسیار گسترده س . اما یه قانون کلی حکم فرماست ، که اگه شما غم ، ناامیدی و نبود علاقه به چیزایی که قبلا به اونا علاقه داشتین ، رو در خود احساس کردین ، دچار افسردگی هستین .

علائم بسیار زیادی در این مریضی هست ، که حتما فرد دچار همه اونا نمی شه . اگه از نشونه هایی که در زیر به اونا اشاره می شه ، بعضی از اونا رو به مدت دو هفته در خود پیدا کردین ، حتما از مشاوره درمانی استفاده کنین

علائم روحی

۱- احساس غم و اندوه همیشگی

۲- احساس ناامیدی و درموندگی

۳- عزت نفس پایین

۴- احساس بغض و گریه

۵- احساس گناه

۶- نبود تحمل بقیه

۷- احساس بی انگیزه بودن و نبود علاقه به موضوعات دور و بر

۸- سخت عزمشونو جزم کردن

۹- لذت نبردن از زندگی

۱۰- احساس استرس و اضطراب

۱۱- فکر کردن به خودکشی و یا خود آزاری

علائم فیزیکی

۱- کندی در حرکت و صحبت کردن

۲- تغییر در اندازه اشتها و وزن ( معمولا با کم شدن این مواجه هستیم تا زیاد شدن اونا )

۳- یبوست

۴- دردهای غیر قایل توجیه

۵- کم شدن انرژی و کم شدن میل جنسی

۶- تغییر در روند قاعدگی در زنان

۷- مشکل در خواب ( سخت خوابیدن و یا زود بیدار شدن در صبح )

علائم اجتماعی

۱- نبود کارایی در محل کار

۲- مشارکت کمتر در فعالیتهای اجتماعی و دوری از ایجاد رابطه با دوستان

۳- اهمال در انجام کارای مورد علاقه

۴- مشکل در رابطه خانوادگی

افسردگی به آهستگی به سراغ افراد میاد ، پس تشخیص اون بسیار سخته . خیلی از افراد بدون باخبر شدن از مریضی خود ، تلاش می کنن با شرایط خود کنار بیاییند . بعضی وقتا یکی از افراد خونواده و یا دوستان متوجه شرایط اون فرد می شن .

کارشناسان اندازه اهمیت افسردگی رو به سه دسته زیر تقسیم می کنن

۱- افسردگی ناچیز : زندگی روزمره رو کمی تحت تاثیر قرار میده .

۲- افسردگی میونه : زندگی روزمره رو یه شدیدا تحت تاثیر قرار میده .

۳- افسردگی زیاد : تقریبا زندگی روزمره دچار مشکل و نشدنی می شه ، بعضی افراد با افسردگی زیاد دچار علائم روانی می شن .

فرق احساس غم و افسردگی

تشحیص فرق بین غم و افسردگی بسیار سخته . ویژگیاشون یکیه اما تفاوتای زیادی هم با هم دارن . غم یه عکس العمل به طور کامل طبیعی به بحث ” از دست دادن ” است ، در حالی که افسردگی یه بیماریه . افراد بعضی وقتا دچار غم و اندوه می شن و این احساس در اونا ضعیف و قوی می شه ، به آینده امید دارن و از زندگی حال می کنن . بر عکس افراد دپرس به صورت دائم احساس غم و اندوه می کنن ، از هیچی در زنگی لذت نمی برن و نسبت به آینده خوش بین نیستن .

بقیه شکلای جور واجور افسردگی

۱- افسردگی پس از زایمون : بعضی زنان پس از به دنیا آوردن فرزندشون دچار افسردگی می شن . این نوع افسردگی هم مانند بقیه افسردگیا با داروهای ضد افسردگی و گفتار درمانی ، قابل درمانه .

۲- مشکل دوقطبی : به این مریضی ” افسردگی جنون ” هم اتلاق می شه . در این نوع افسردگی تغییر خلق و خو شدیدا دیده می شه . علائم اون مثل افسردگی بالینی است ، اما حملات جنون آمیز میتونه واسه فرد داغون کننده باشه ، حملاتی مانند : قمار کردن ، عیاشی و مقاربت ناامن با هر فردی .

۳- مشکل خلقی فصلی : که به اون افسردگی زمستونی هم می گن ، یه جور افسردگیه که فرد معمولا در زمستون دچار تغییر خلق می شه .

عوامل به وجود اومدن افسردگی

یه عامل خاص واسه این مریضی موجود نیس . در بعضی افراد عوامل استرس زا و ناراحت کننده مانند : محرومیت ، طلاق ، مریضی ، احساس اضافه بودن و یا نگرانیهای مالی و شغلی ، می تونن عوامل افسردگی باشن . معمولا عوامل مختلفی باعث افسردگی می شه . مثلا فرد پس از یه مریضی سخت احساس اندوه می کنه و بعد تجربه ای تلخ مانند محرومیت رو تجربه می کتد ، و به دنبال همه این عوامل افسردگی ظاهر می شه . بعضی افراد این حوادث پشت سر هم رو ” مارپیچ سرازیری ” می گن . مثلا اگه رابطه فرد با همسر یا نامزدش به پایان برسه ، ناخودآگاه غم و اندوه پس از اون ، اونو از دیدن دوستانش باز می داره . ممکنه اون به سراغ الکل بره و در ادامه افسردگی به سراغ اون بیاد .

بعضی تحقیقات نشون میده که با بالا رفتن سن ، افسردگی هم به سراغ فرد میاد و این موضوع در افراد در شرایط اجتماعی و مالی سخت ، زیاد می شه .

حوادت اضطراب آفرین : بیشتر افراد تاب مواجه شدن با حوادث اضطراب افرین رو ندارن . مثلا فرد پس از محرومیت مالی و پایان رابطه عاطفی ، دیدن دوستان و اقوام رو متوقف می کنه و خودشو مسئول حل مشکلش می دونه . و خطر افسردگی بیشتر اونو تهدید می کنه .

مریضی : آدمایی که دچار بیماریهای سخت مثل سرطان و بیماریای قلبی و عروقی هستن ، بیشتر دچار افسردگی می شن .

ضربه های شدید به سر هم می تونه فرد رو دچار مشکل خلق و خو و در آخر افسردگی کنه .

کم کاری تیروئید و در موارد نادر، ضربه مغزی ، باعث کم شدن هورمون تیروئید می شه و در نتیجه خستگی شدید و کم شدن میل جنسی در فرد ، اونو به سمت افسردگی می بره .

شخصیت : افراد ممکنه با داشتن ویژگیهای شخصیتی خاص ، در مقابل افسردگی ، بیشتر شکننده باشن . ویژگیهایی مثل نبود عزت نفس و خود انتقادی شدید . این مورد به ژنهای ارثی از پدر و مادر و یا تجربه های شخصی در کودکی ربط داره .

گذشته خانوادگی : اگه فردی از اعضاء خونواده مانند یکی از والدین ، آبجی یا داداش شما دچار افسردگی بودن ، شما بیشتر در برابر افسردگی قرار دارین .

زایمون : بعضی زنان پس از زایمون شدیدا حساس و دپرس می شن . تغییرات هورمونی و فیزیکی و مسئولیتهای جدی ، زن رو دچار افسردگی پس از زایمون می کنه .

تنهایی : دور موندن از دوستان و خونواده ، فرد رو دچار افسردگی می کنه .

مشروبات الکلی و مواد مخدر : بعضی افراد در دوران سخت زندگی به مشروبات الکلی و مواد مخدر روی میارن ، که می تونه بدست اومده به افسردگی. شه . شاهدانه ممکنه در آروم کردن شما مؤثر باشه ، اما در نوجوانان باعث افسردگی می شه . هرگزسعی نکنین مشکلات خود رو با مشروبات الکلی آرامش بدین ، چون الکل باعث افسردگی زیاد می شه ./ شفاجو

.

منبع :

افسردگی بارداری و زایمان | بیماری

 نگاهی به افسردگی دوران بارداری و پس از زایمون

ازدواج و تشکیل خونواده ای کوچیک و جدید، هرچند واسه هر دو طرف تحولی بزرگ حساب شده و هر دو رو دچار کمپلکسای رفتاری می کنه، اما بارداری، تجربه خاص و منحصر به فرد زنونه؛ تجربه ای که هرچند شیرین به نظر می رسه، اما مادران رو با مشکلات خیلی از جمله مشکلات روانی– رفتاری روبه رو می کنه که این وسط «افسردگی دوران بارداری» و «افسردگی پس از زایمون» از شایع ترین اوناس.

ازدواج و تشکیل خونواده ای کوچیک و جدید، هرچند واسه هر دو طرف تحولی بزرگ حساب شده و هر دو رو دچار کمپلکسای رفتاری می کنه، اما بارداری، تجربه خاص و منحصر به فرد زنونه؛ تجربه ای که هرچند شیرین به نظر می رسه، اما مادران رو با مشکلات خیلی از جمله مشکلات روانی- رفتاری روبه رو می کنه که این وسط «افسردگی دوران بارداری» و «افسردگی پس از زایمون» از شایع ترین اوناس.

روان شناسا فکر می کنن دلیل این روبه رو شدن با تغییر بزرگی چون بارداریه که نه فقط از جهت ظاهری خانوما رو از این رو به اون رو می کنه، بلکه از جهت ذهنی هم تحولات بزرگی رو بوجود میاره و لازمه قبل از بارداری، شخص از جهت ذهنی، جسمی و روحی آمادگی لازم رو داشته باشه.

چیزی که به دنبال می خونیم نگاهیه بر افسردگی دوران بارداری و افسردگی پس از زایمون؛ علل و روش درمان.

 

افسردگی چیه؟

خیلی از ما، شاید چند روزی از ماه رو با اینجور احساسای منفی روبه رو شیم، اما این علائم اگه زودگذر باشن، افسردگی حساب نشده و یه جور تغییر رفتاری میگن؛ اما اگه فرد مدت زیادی با این تحولات رفتاری درگیر باشه و مشکلاتی چون احساس پوچی، عصبانیت ، و احساس عجز و شکست هم به اونا اضافه بشه، افسردگی شروع شده.

افسردگی ممکنه ناچیز، متوسط یا بسیار پیشرفته و جدی باشه که متأسفانه گاه خود فرد هم از مریضی خود آگاه نیس و با مراجعه به دکتر از اون خبردار میشه؛ چون که تصور می کنه این علائم طبیعی و به وجود اومده به وسیله خستگی کار روزانه س!

افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل

افسردگی دوران بارداری یا پس از وضع حمل، یکی از مشکلات عادی در بین زنان بارداره که متأسفانه در بیشتر موارد یا تشخیص داده نمی شه و یا اونقدر دیر تشخیص داده می شه که راهی واسه درمان وجود نداره و مادر دچار «دیوانگی» پس از زایمون می شه. علائم افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل، کمی با علائم افسردگی معمولی فرق داره، اما خیلی از علائم هم بین افسردگی معمولی و افسردگی دوران بارداری و پس از زایمون مشترکه که این علائم مشترک یکی از راه های شناسایی سریع و به موقع افسردگی دوران بارداری و پس از زایمونه.

الف: افسردگی دوران بارداری

افسردگی دوران بارداری گاه از همون روزای ابتدایی بارداری شروع می شه، اما بعضی وقتا هم از ماه سوم به بعد بروز می کنه. افسردگی دوران بارداری (PERINATAL DEPRESSION) با نشونه هایی چون؛ خستگی ، بی خوابی ، کمپلکسا (درگیریا) ی روانی- احساسی مخصوصا گریه کردن و زودرنجی شروع شده و کم کم علائم حادتری بروز می کنه که از این میان میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– تندمزاجی و تحریک پذیری؛ یعنی کاهش آستانه تحمل .

– احساس غم، ناامیدی و غرق شدن و نابودی؛

– گریه کردن زیاد.

– کاهش شدید انرژی و انگیزه واسه انجام امور؛

– ولع خوردن یا بی اشتهایی شدید.

– خوابیدن زیادتر از اندازه یا بی خوابی.

– کاهش تمرکز، فراموشی و مشکل در به یاد آوردن مسائل، و ناتوانی در اراده کردن.

– احساس بی ارزش بودن و گناهکار بودن؛ چون که مادران فکر می کنن کودکی رو به دنیا میارن که قراره مانند اونا با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنه؛ این احساس مخصوصا اگه نوزاد دختر باشه بیشتره.

– از دست دادن علاقه و اشتیاق به انجام امور منزل یا امور مربوط به خود؛

– گوشه گیری و قطع رابطه با دوستان و آشنایان.

سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، تنگی نفس و احساس خفگی و کلافگی؛

این علائم ممکنه همزمان با هم و یا کم کم بروز کنن. شدت و ضعف بروز علائم، بستگی به اندازه افسردگی و برخورد دور و بریا مخصوصا همسر داره.

عوامل مؤثر بر بروز افسردگی دوران بارداری

دلایل زیادی واسه بروز افسردگی در زنان باردار در دوران بارداری هست که از این عوامل میشه به تغییرات هورمونی، حوادث استرس زا و آزار دهنده در طول دوران بارداری چون مشکلات زندگی، مرگ عزیزان و… اشاره کرد. اما ازعلل مهم دچار شدن به افسردگی و یا یعنی علل محرک بروز افسردگی دوران بارداری میشه به این نکات اشاره کرد:

– سابقه افسردگی یا سوءاستفاده جنسی.

– سابقه مریضی عصبی یا افسردگی در میان بستگان، مخصوصا بستگان درجه یه.

– بی توجهی همسر و دور و بریا به زن باردار.

– ترس از تولد نوزاد؛ این احساس در بیشتر دختران قبل از ازدواج و بارداری دیده می شه که اگه کم کم با ازدواج و بارداری از بین نره، به دلیلی جهت بروز افسردگی دوران بارداری تبدیل می شه.

– مشکلات ازدواج، مخصوصا مشکلات عاطفی و اقتصادی.

– سن پایین مادر؛ دخترائی که در سن پایین ازدواج می کنن و باردار می شن، مخصوصا اگه تحصیلات مناسبی هم نداشته باشن، به سرعت به افسردگی دچار می شن.

– ازدواج، به زور والدین، و بی علاقگی به همسر.

ب: افسردگی پس از زایمون

افسردگی پس از زایمون (POSTPARTUM DEPRESSION) پس از وضع حمل به دلایل زیاد مخصوصا تغییرات هورمونی بروز می کنه. در دوران بارداری، ترشح هورمون زنونه شامل استروژن (ESTROGEN) و پروژسترون (PROGESTERONE) به طور زیادی زیاد می شه، اما بیست و چهار ساعت پس از تولد نوزاد، اندازه ترشح این دو هورمون شدیداً کم میشه و به اندازه ترشح این دو هورمون قبل از بارداری برمیگرده.

پژوهشا نشون میده این تغییر یهویی در اندازه ترشح هورمونا یکی از دلایل اصلی افسردگی پس از زایمونه. نیاز به تذکره که کاهش ترشح این دو هورمون تا قبل از اولین عادت ماهیانه، پس از وضع حمل ادامه داره. اینطوری روان شناسا فکر می کنن فاصله بین وضع حمل تا اولین عادت ماهیانه پس از زایمون، بحرانی ترین شرایط روانی – عاطفی زنان پس از وضع حمل بوده و احتمال دچار شدن به افسردگی پس از زایمون در این دوره ۵ برابره.

علاوه بر تغییر در اندازه ترشح دو هورمون استروژن و پروژسترون، ترشح هورمونای غده تیروئید هم دچار تغییر می شه و ترشح این هورمونا هم شدیدا کم میشه – تیروئید غده بسیار کوچیکی در جلوی گلوه که در متابولیسم و تنظیم سوخت و ساز بدن نقش اساسی داره – کم شدن اندازه ترشح هورمونای غده تیروئید هم از دیگر علل دچار شدن به افسردگیه که با ایجاد نشونه هایی چون بی علاقگی به هر چیز و هرکی، تحریک پذیری و تندمزاجی، احساس خستگی شدید، کم شدن اندازه تمرکز، بروز مشکلات زیاد هنگام خواب و استراحت، و زیاد شدن وزن بدن مشخص می شه. پس لازمه تا بدون این دست اون دست کردن پس از وضع حمل، با انجام آزمایش خون، اندازه ترشح هورمون تیروئید کنترل شه.

روان شناسا علل دیگه بروز افسردگی پس از زایمون رو به این توضیح می دونن:

– احساس خستگی، پریدن از خواب یا به اصطلاح خواب مقطع که بیشتر با کابوس همراه س.

– احساس غریبگی با نوزاد به جهت ترس از ناتوانی در نگهداری مناسب از نوزاد.

– افسردگی به خاطر تغییر در شرایط کار و امور منزل؛ که به دلیل دچار مشکل شدن کارا و خارج شدن زندگی از شرایط عادی بروز می کنه.

– هیجان به وجود اومده به وسیله نگهداری و تربیت بچه همپای رسیدگی به امور منزل و امور شخصی؛ خیلی از مادران تصور می کنن با تولد نوزاد باید به شخص خاص یا یعنی مادری خاص و فوق العاده تبدیل شن تا علاوه بر رسیدگی به همه امور مدت زیادی رو صرف نگهداری از فرزندشون بکنن؛ با اینکه با تولد نوزاد نیاز به مراقبت از اون به بزرگترین نگرانی مادر و پدر تبدیل می شه؛ اما بدون هیجان، باید با برنامه ریزی درست با مسئله روبرو شد.

– احساس بیهودگی و از دست دادن حس شخصیت و هویت؛ از دست دادن شخصیت و هویت و یا یعنی از دست دادن اعتماد به نفس به دنبال ظهور این تفکر تو ذهن ایجاد می شه که مادر میدونه با تولد نوزاد هویت خود رو گم کرده چون که دیگه نمی تونه مانند گذشته به امور شخصی، منزل و اوقات فراغت خود بپردازه و نوزاد رو مانع مهمی تصور می کنه.

– از دست دادن اوقات فراغت و به دنبال اون به هم خوردن تعادل روانی؛ پس از تولد نوزاد، مادر مجبوره مدت زمان بیشتری رو در منزل بمونه و از فرزندش نگهداری کنه. اینطوری وقتی واسه فراغت باقی نمی مونه. این نکته مخصوصا در خونواده هایی که پدر هیچ گونه کمکی به مادر ننموده و مسئولیتی در قبال نوزاد احساس نمی کنه خیلی مهمه و مادر رو به افسردگی زیاد گرفتار می کنه.

در شرایط زیاد، ترس از کشتن یا زخمی کردن نوزاد یا خودمون و بی علاقگی و بی توجهی به نوزاد هم دیده می شه که اگه به سرعت چاره ای واسه اون فکر کرده نشه به مرگ مادر و نوزاد می رسه.

تفاوتای بین احساس تغییر به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد و افسردگی به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد

مطمئنا همراه با تولد نوزاد، تغییر بزرگی در وضعیت زندگی، امور شخصی و… والدین – مخصوصا مادر- ظاهر می شه که این تحولات، تغییرات رفتاری رو هم به دنبال داره. تحولات رفتاری به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد هر چند ناخواسته ایجاد شده و طبیعی هستن، اما به طور طبیعی و بیشترین حد تا چند روز پس از تولد نوزاد از بین می رن.

همه مادران، مخصوصا مادرانی که تولد نوزاد اول رو تجربه می کنن به تغییرات رفتاری چون: احساس دربند بودن و محدودیت، غم و اندوهی خاص، گریه کردن مخصوصا به هنگام شیر دادن یا خوابوندن نوزاد، بی اشتهایی، مشکل در خواب و استراحت، عصبانیت و کلافگی، کاهش آستانه تحریک پذیری، بیقراری، نگرانی و دلشوره و احساس تنهایی و بی کسی دچار می شن که هر چند این علائم، نشونه هایی مهم و قابل تأمله اما با کمی توجه و تمهیداتی چون خوابیدن و استراحت همراه با نوزاد، کمک خواستن از همسر، مادر، دوستان و یا هر فرد مورد اعتماد واسه نگهداری از نوزاد، انجام امور منزل با کمک همسر، صبحت کردن با آدمایی که مانند ایشون صاحب نوزاد جدیدی شدن، برنامه ریزی درست و اختصاص وقتی به عنوان اوقات فراغت، ورزش و دوستی و … از بین می رن.

اما افسردگی پس از وضع حمل با ۳ فرق کلی نسبت به این علائم که طبیعی بوده و به وجود اومده به وسیله تغییر وجود یه موجود جدید در خونواده س، مشخص می شه:

۱ – اثر در بروز علائم افسردگی حتی یک تا دو سال پس از وضع حمل،

۲ – طولانی شدن مدت درگیری شخص با مشکلات روانی- رفتاری بیشتر از سه هفته.

۳- شدت بروز علائم؛ که در افسردگی پس از زایمون علائم افسردگی با شدت زیادی بروز می کنن.

آمارها نشون میده از هر هزار زایمون، یک تا دو نفر به «افسردگی پس از زایمون» دچار می شن و در بسیاری موارد هم مریضی در شش هفته اول پس از زایمون بروز می کنه. در آدمایی که زمینه بیماریای روانی چون «شیزوفرنی» (جنون جوونی) یا مریضی دوقطبی(BIPOLAR DISORDER) داشتن، علائم زودتر و شدیدتر ظاهر می شه که در صورت نبود درمان سریع، به خودکشی و یا خودکشی همراه با کشتن نوزاد و بقیه فرزندان می رسه.

حالا که دپرس هستم، چیجوری خود رو کمک کنم؟

خیلی از زنان گرفتار به افسردگی دوران بارداری و یا پس از اون به دلیل ترس، خجالت و یا ترس از شکست و ناتوانی در زندگی، از مریضی خود صحبتی به میان نمیارن (علائم رو رد و مخفی می کنن) که این باعث زیاد شدن و رسیدن شخص به حالت نبود تعادل روانی می شه. از طرف دیگه ترس از معرفی شدن به عنوان مادری بی صلاحیت اونا رو از بیان مسئله بازمی داره، غافل از این که اینطوری به مریضی خود دامن میزنن. پس روان شناسا اکیداً پیشنهاد می کنن تا با بروز اولین علائم، خیلی سریعً به دکتر مراجعه کرده و درمان رو شروع کنین.

روان شناسا فکر می کنن مریض نقش بسیار مؤثری در تسریع روند درمان داره؛پس توجه به این نکات راهگشاست:

۱ – مدت زمان استراحتتان رو زیاد کنین؛ یکی از بهترین روش ها، خوابیدن و استراحت کردن همراه نوزاده.

۲ – اجباری در انجام همه امور، برنامه ها و کارا نیس؛ کارا کم کم و با تسلط بر اعصاب انجام می شن. استرس و هیجان واسه انجام همه کارا باعث فشار بر اعصاب و احساس کلافگی و پریشونی و گیجی می شه.

۳ – از همسرتون واسه تمیز کردن نوزاد، حموم کردن ایشون و شیر دادن به اون مخصوصا موقع شب کمک بگیرین. مثلاً به جای اون که شبا نوزاد رو شیر بدین، شیر رو بدوشید و در شیشه شیر بریزین و از همسرتون بخواین تا اون به نوزاد شیر بده. کمک گرفتن از مادر، دوستان و … هم خیلی خوبه.

۴- درباره احساسا و حالتای خود با همسرتون صحبت کنین؛ با این روش مشکلات بهتر و سریع تر حل شده و اراده کردن آسون می شه.

۵ – در منزل تنها نمونید: قدم زدن در پارک، پیاده روی به همراه نوزاد و … رو یادتون نره، حتی یه پیاده روی ۱۵ دقیقه ای می تونه روحیه شما رو خوب تغییر بده.

۶- با برنامه ریزی درست، گردش و تفریح رو در برنامه هفتگی خود و خونواده تون بذارین.

۷ – با مادرانی که مانند شما تجربه اولین نوزاد رو دارن، صحبت کنین. شاید راه هایی رو پیشنهاد کنن که واسه شمام به درد بخور باشه. باخبر شدن از تجربه مادرانی که دو یا چند بچه دارن هم خیلی خوبه.

۸- دست کم هر دو هفته یه بار با دوستانتون برنامه بذارین و مانند گذشته به گردش و تفریح برید تا حس ناخوشایند دوری از اجتماع در شما ایجاد نشه.

۹- در طول دوران بارداری در برنامه روزمره زندگی تون تغییر جدی ایجاد نکنین. مثلاً به دلیل ترس از مریض شدن در منزل نمونید و دوستی با دوستان و فامیل رو به دلیل نگرانیای بی موردی چون کم شدن مدت استراحت و … کنار نذارین .

۱۰ – تا جایی که می تونین خود رو با شرایط جدید، با برنامه ریزی درست و دقیق وفق بدین.

درمان افسردگی پیش و پس از بارداری

دو روش، به عنوان عادی ترین و ثمربخش ترین روشای درمان افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل مطرح ان که عبارت ان از:

* درمان از راه صحبت کردن (TALK THERAPY)؛ که در این روش مریض فقط با صحبت کردن با روانکاو، روان شناس و یا مشاور- نه روان دکتر- به بیان مشکلات خود می پردازه و با بازگشایی احساسا و عقدهای داخلی خود درمان می شه.

* درمان دارویی (MEDICINE) که مریض با مراجعه به روان دکتر و دریافت دارو و مصرف داروها درمان می شه.

پزشکان فکر می کنن مصرف دارو در زنان باردار یا زنان شیرده باید با دقت بیشتری همراه باشه و حتی امکان مریض با درمان غیردارویی، درمان شه. مثلاً پاکزیل (PAXIL) -یکی از جدیدترین داروهای ضد افسردگی– اثر بسیار داغون کننده ای بر جنین داره و باعث تولد نوزادانی ناقص در دستگاه گردش خون مخصوصا قلب می شه.

ضرورت درمان افسردگی

پژوهشا نشون میده افسردگی مادر در دوران بارداری و پس از اون، اثرات نامطلوبی رو در جنین و نوزاد بوجود میاره که از اون جمله میشه به وزن بسیار پایین نوزاد در دوران جنینی و هنگام تولد، خام بودن نوزاد، مشکل مادرزادی، مشکلات گفتاری چون تأخیر در صحبت، لکنت زبون، ناتوانی در ایجاد رابطه با بقیه مخصوصا پس از شروع دوران مدرسه، مشکلات رفتاری، گوشه گیری، شب ادراری، کابوسای شبونه و … اشاره کرد.

و کلام آخرین این که: همسران زنان باردار مهمترین وظیفه رو در قبال اونا دارن. روان شناسا فکر می کنن خیلی از بیماران دپرس مخصوصا زنان باردار به دلیل بی توجهی یا کم توجهی دور و بریا به خصوص همسراشون به افسردگی دچار می شن. 
گرفته شده از : پارسی تب

ازدواج و تشکیل خونواده ای کوچیک و جدید، هرچند واسه هر دو طرف تحولی بزرگ حساب شده و هر دو رو دچار کمپلکسای رفتاری می کنه، اما بارداری، تجربه خاص و منحصر به فرد زنونه؛ تجربه ای که هرچند شیرین به نظر می رسه، اما مادران رو با مشکلات خیلی از جمله مشکلات روانی- رفتاری روبه رو می کنه که این وسط «افسردگی دوران بارداری» و «افسردگی پس از زایمون» از شایع ترین اوناس.

روان شناسا فکر می کنن دلیل این روبه رو شدن با تغییر بزرگی چون بارداریه که نه فقط از جهت ظاهری خانوما رو از این رو به اون رو می کنه، بلکه از جهت ذهنی هم تحولات بزرگی رو بوجود میاره و لازمه قبل از بارداری، شخص از جهت ذهنی، جسمی و روحی آمادگی لازم رو داشته باشه.

چیزی که به دنبال می خونیم نگاهیه بر افسردگی دوران بارداری و افسردگی پس از زایمون؛ علل و روش درمان.

 

افسردگی چیه؟

خیلی از ما، شاید چند روزی از ماه رو با اینجور احساسای منفی روبه رو شیم، اما این علائم اگه زودگذر باشن، افسردگی حساب نشده و یه جور تغییر رفتاری میگن؛ اما اگه فرد مدت زیادی با این تحولات رفتاری درگیر باشه و مشکلاتی چون احساس پوچی، عصبانیت ، و احساس عجز و شکست هم به اونا اضافه بشه، افسردگی شروع شده.

افسردگی ممکنه ناچیز، متوسط یا بسیار پیشرفته و جدی باشه که متأسفانه گاه خود فرد هم از مریضی خود آگاه نیس و با مراجعه به دکتر از اون خبردار میشه؛ چون که تصور می کنه این علائم طبیعی و به وجود اومده به وسیله خستگی کار روزانه س!

افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل

افسردگی دوران بارداری یا پس از وضع حمل، یکی از مشکلات عادی در بین زنان بارداره که متأسفانه در بیشتر موارد یا تشخیص داده نمی شه و یا اونقدر دیر تشخیص داده می شه که راهی واسه درمان وجود نداره و مادر دچار «دیوانگی» پس از زایمون می شه. علائم افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل، کمی با علائم افسردگی معمولی فرق داره، اما خیلی از علائم هم بین افسردگی معمولی و افسردگی دوران بارداری و پس از زایمون مشترکه که این علائم مشترک یکی از راه های شناسایی سریع و به موقع افسردگی دوران بارداری و پس از زایمونه.

الف: افسردگی دوران بارداری

افسردگی دوران بارداری گاه از همون روزای ابتدایی بارداری شروع می شه، اما بعضی وقتا هم از ماه سوم به بعد بروز می کنه. افسردگی دوران بارداری (PERINATAL DEPRESSION) با نشونه هایی چون؛ خستگی ، بی خوابی ، کمپلکسا (درگیریا) ی روانی- احساسی مخصوصا گریه کردن و زودرنجی شروع شده و کم کم علائم حادتری بروز می کنه که از این میان میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– تندمزاجی و تحریک پذیری؛ یعنی کاهش آستانه تحمل .

– احساس غم، ناامیدی و غرق شدن و نابودی؛

– گریه کردن زیاد.

– کاهش شدید انرژی و انگیزه واسه انجام امور؛

– ولع خوردن یا بی اشتهایی شدید.

– خوابیدن زیادتر از اندازه یا بی خوابی.

– کاهش تمرکز، فراموشی و مشکل در به یاد آوردن مسائل، و ناتوانی در اراده کردن.

– احساس بی ارزش بودن و گناهکار بودن؛ چون که مادران فکر می کنن کودکی رو به دنیا میارن که قراره مانند اونا با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنه؛ این احساس مخصوصا اگه نوزاد دختر باشه بیشتره.

– از دست دادن علاقه و اشتیاق به انجام امور منزل یا امور مربوط به خود؛

– گوشه گیری و قطع رابطه با دوستان و آشنایان.

– سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، تنگی نفس و احساس خفگی و کلافگی؛

این علائم ممکنه همزمان با هم و یا کم کم بروز کنن. شدت و ضعف بروز علائم، بستگی به اندازه افسردگی و برخورد دور و بریا مخصوصا همسر داره.

عوامل مؤثر بر بروز افسردگی دوران بارداری

دلایل زیادی واسه بروز افسردگی در زنان باردار در دوران بارداری هست که از این عوامل میشه به تغییرات هورمونی، حوادث استرس زا و آزار دهنده در طول دوران بارداری چون مشکلات زندگی، مرگ عزیزان و… اشاره کرد. اما ازعلل مهم دچار شدن به افسردگی و یا یعنی علل محرک بروز افسردگی دوران بارداری میشه به این نکات اشاره کرد:

– سابقه افسردگی یا سوءاستفاده جنسی.

– سابقه مریضی عصبی یا افسردگی در میان بستگان، مخصوصا بستگان درجه یه.

– بی توجهی همسر و دور و بریا به زن باردار.

– ترس از تولد نوزاد؛ این احساس در بیشتر دختران قبل از ازدواج و بارداری دیده می شه که اگه کم کم با ازدواج و بارداری از بین نره، به دلیلی جهت بروز افسردگی دوران بارداری تبدیل می شه.

– مشکلات ازدواج، مخصوصا مشکلات عاطفی و اقتصادی.

– سن پایین مادر؛ دخترائی که در سن پایین ازدواج می کنن و باردار می شن، مخصوصا اگه تحصیلات مناسبی هم نداشته باشن، به سرعت به افسردگی دچار می شن.

– ازدواج، به زور والدین، و بی علاقگی به همسر.

ب: افسردگی پس از زایمون

افسردگی پس از زایمون (POSTPARTUM DEPRESSION) پس از وضع حمل به دلایل زیاد مخصوصا تغییرات هورمونی بروز می کنه. در دوران بارداری، ترشح هورمون زنونه شامل استروژن (ESTROGEN) و پروژسترون (PROGESTERONE) به طور زیادی زیاد می شه، اما بیست و چهار ساعت پس از تولد نوزاد، اندازه ترشح این دو هورمون شدیداً کم میشه و به اندازه ترشح این دو هورمون قبل از بارداری برمیگرده.

پژوهشا نشون میده این تغییر یهویی در اندازه ترشح هورمونا یکی از دلایل اصلی افسردگی پس از زایمونه. نیاز به تذکره که کاهش ترشح این دو هورمون تا قبل از اولین عادت ماهیانه، پس از وضع حمل ادامه داره. اینطوری روان شناسا فکر می کنن فاصله بین وضع حمل تا اولین عادت ماهیانه پس از زایمون، بحرانی ترین شرایط روانی – عاطفی زنان پس از وضع حمل بوده و احتمال دچار شدن به افسردگی پس از زایمون در این دوره ۵ برابره.

علاوه بر تغییر در اندازه ترشح دو هورمون استروژن و پروژسترون، ترشح هورمونای غده تیروئید هم دچار تغییر می شه و ترشح این هورمونا هم شدیدا کم میشه – تیروئید غده بسیار کوچیکی در جلوی گلوه که در متابولیسم و تنظیم سوخت و ساز بدن نقش اساسی داره – کم شدن اندازه ترشح هورمونای غده تیروئید هم از دیگر علل دچار شدن به افسردگیه که با ایجاد نشونه هایی چون بی علاقگی به هر چیز و هرکی، تحریک پذیری و تندمزاجی، احساس خستگی شدید، کم شدن اندازه تمرکز، بروز مشکلات زیاد هنگام خواب و استراحت، و زیاد شدن وزن بدن مشخص می شه. پس لازمه تا بدون این دست اون دست کردن پس از وضع حمل، با انجام آزمایش خون، اندازه ترشح هورمون تیروئید کنترل شه.

روان شناسا علل دیگه بروز افسردگی پس از زایمون رو به این توضیح می دونن:

– احساس خستگی، پریدن از خواب یا به اصطلاح خواب مقطع که بیشتر با کابوس همراه س.

– احساس غریبگی با نوزاد به جهت ترس از ناتوانی در نگهداری مناسب از نوزاد.

– افسردگی به خاطر تغییر در شرایط کار و امور منزل؛ که به دلیل دچار مشکل شدن کارا و خارج شدن زندگی از شرایط عادی بروز می کنه.

– هیجان به وجود اومده به وسیله نگهداری و تربیت بچه همپای رسیدگی به امور منزل و امور شخصی؛ خیلی از مادران تصور می کنن با تولد نوزاد باید به شخص خاص یا یعنی مادری خاص و فوق العاده تبدیل شن تا علاوه بر رسیدگی به همه امور مدت زیادی رو صرف نگهداری از فرزندشون بکنن؛ با اینکه با تولد نوزاد نیاز به مراقبت از اون به بزرگترین نگرانی مادر و پدر تبدیل می شه؛ اما بدون هیجان، باید با برنامه ریزی درست با مسئله روبرو شد.

– احساس بیهودگی و از دست دادن حس شخصیت و هویت؛ از دست دادن شخصیت و هویت و یا یعنی از دست دادن اعتماد به نفس به دنبال ظهور این تفکر تو ذهن ایجاد می شه که مادر میدونه با تولد نوزاد هویت خود رو گم کرده چون که دیگه نمی تونه مانند گذشته به امور شخصی، منزل و اوقات فراغت خود بپردازه و نوزاد رو مانع مهمی تصور می کنه.

– از دست دادن اوقات فراغت و به دنبال اون به هم خوردن تعادل روانی؛ پس از تولد نوزاد، مادر مجبوره مدت زمان بیشتری رو در منزل بمونه و از فرزندش نگهداری کنه. اینطوری وقتی واسه فراغت باقی نمی مونه. این نکته مخصوصا در خونواده هایی که پدر هیچ گونه کمکی به مادر ننموده و مسئولیتی در قبال نوزاد احساس نمی کنه خیلی مهمه و مادر رو به افسردگی زیاد گرفتار می کنه.

در شرایط زیاد، ترس از کشتن یا زخمی کردن نوزاد یا خودمون و بی علاقگی و بی توجهی به نوزاد هم دیده می شه که اگه به سرعت چاره ای واسه اون فکر کرده نشه به مرگ مادر و نوزاد می رسه.

تفاوتای بین احساس تغییر به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد و افسردگی به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد

مطمئنا همراه با تولد نوزاد، تغییر بزرگی در وضعیت زندگی، امور شخصی و… والدین – مخصوصا مادر- ظاهر می شه که این تحولات، تغییرات رفتاری رو هم به دنبال داره. تحولات رفتاری به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد هر چند ناخواسته ایجاد شده و طبیعی هستن، اما به طور طبیعی و بیشترین حد تا چند روز پس از تولد نوزاد از بین می رن.

همه مادران، مخصوصا مادرانی که تولد نوزاد اول رو تجربه می کنن به تغییرات رفتاری چون: احساس دربند بودن و محدودیت، غم و اندوهی خاص، گریه کردن مخصوصا به هنگام شیر دادن یا خوابوندن نوزاد، بی اشتهایی، مشکل در خواب و استراحت، عصبانیت و کلافگی، کاهش آستانه تحریک پذیری، بیقراری، نگرانی و دلشوره و احساس تنهایی و بی کسی دچار می شن که هر چند این علائم، نشونه هایی مهم و قابل تأمله اما با کمی توجه و تمهیداتی چون خوابیدن و استراحت همراه با نوزاد، کمک خواستن از همسر، مادر، دوستان و یا هر فرد مورد اعتماد واسه نگهداری از نوزاد، انجام امور منزل با کمک همسر، صبحت کردن با آدمایی که مانند ایشون صاحب نوزاد جدیدی شدن، برنامه ریزی درست و اختصاص وقتی به عنوان اوقات فراغت، ورزش و دوستی و … از بین می رن.

اما افسردگی پس از وضع حمل با ۳ فرق کلی نسبت به این علائم که طبیعی بوده و به وجود اومده به وسیله تغییر وجود یه موجود جدید در خونواده س، مشخص می شه:

۱ – اثر در بروز علائم افسردگی حتی یک تا دو سال پس از وضع حمل،

۲ – طولانی شدن مدت درگیری شخص با مشکلات روانی- رفتاری بیشتر از سه هفته.

۳- شدت بروز علائم؛ که در افسردگی پس از زایمون علائم افسردگی با شدت زیادی بروز می کنن.

آمارها نشون میده از هر هزار زایمون، یک تا دو نفر به «افسردگی پس از زایمون» دچار می شن و در بسیاری موارد هم مریضی در شش هفته اول پس از زایمون بروز می کنه. در آدمایی که زمینه بیماریای روانی چون «شیزوفرنی» (جنون جوونی) یا مریضی دوقطبی(BIPOLAR DISORDER) داشتن، علائم زودتر و شدیدتر ظاهر می شه که در صورت نبود درمان سریع، به خودکشی و یا خودکشی همراه با کشتن نوزاد و بقیه فرزندان می رسه.

حالا که دپرس هستم، چیجوری خود رو کمک کنم؟

خیلی از زنان گرفتار به افسردگی دوران بارداری و یا پس از اون به دلیل ترس، خجالت و یا ترس از شکست و ناتوانی در زندگی، از مریضی خود صحبتی به میان نمیارن (علائم رو رد و مخفی می کنن) که این باعث زیاد شدن و رسیدن شخص به حالت نبود تعادل روانی می شه. از طرف دیگه ترس از معرفی شدن به عنوان مادری بی صلاحیت اونا رو از بیان مسئله بازمی داره، غافل از این که اینطوری به مریضی خود دامن میزنن. پس روان شناسا اکیداً پیشنهاد می کنن تا با بروز اولین علائم، خیلی سریعً به دکتر مراجعه کرده و درمان رو شروع کنین.

روان شناسا فکر می کنن مریض نقش بسیار مؤثری در تسریع روند درمان داره؛پس توجه به این نکات راهگشاست:

۱ – مدت زمان استراحتتان رو زیاد کنین؛ یکی از بهترین روش ها، خوابیدن و استراحت کردن همراه نوزاده.

۲ – اجباری در انجام همه امور، برنامه ها و کارا نیس؛ کارا کم کم و با تسلط بر اعصاب انجام می شن. استرس و هیجان واسه انجام همه کارا باعث فشار بر اعصاب و احساس کلافگی و پریشونی و گیجی می شه.

۳ – از همسرتون واسه تمیز کردن نوزاد، حموم کردن ایشون و شیر دادن به اون مخصوصا موقع شب کمک بگیرین. مثلاً به جای اون که شبا نوزاد رو شیر بدین، شیر رو بدوشید و در شیشه شیر بریزین و از همسرتون بخواین تا اون به نوزاد شیر بده. کمک گرفتن از مادر، دوستان و … هم خیلی خوبه.

۴- درباره احساسا و حالتای خود با همسرتون صحبت کنین؛ با این روش مشکلات بهتر و سریع تر حل شده و اراده کردن آسون می شه.

۵ – در منزل تنها نمونید: قدم زدن در پارک، پیاده روی به همراه نوزاد و … رو یادتون نره، حتی یه پیاده روی ۱۵ دقیقه ای می تونه روحیه شما رو خوب تغییر بده.

۶- با برنامه ریزی درست، گردش و تفریح رو در برنامه هفتگی خود و خونواده تون بذارین.

۷ – با مادرانی که مانند شما تجربه اولین نوزاد رو دارن، صحبت کنین. شاید راه هایی رو پیشنهاد کنن که واسه شمام به درد بخور باشه. باخبر شدن از تجربه مادرانی که دو یا چند بچه دارن هم خیلی خوبه.

۸- دست کم هر دو هفته یه بار با دوستانتون برنامه بذارین و مانند گذشته به گردش و تفریح برید تا حس ناخوشایند دوری از اجتماع در شما ایجاد نشه.

۹- در طول دوران بارداری در برنامه روزمره زندگی تون تغییر جدی ایجاد نکنین. مثلاً به دلیل ترس از مریض شدن در منزل نمونید و دوستی با دوستان و فامیل رو به دلیل نگرانیای بی موردی چون کم شدن مدت استراحت و … کنار نذارین .

۱۰ – تا جایی که می تونین خود رو با شرایط جدید، با برنامه ریزی درست و دقیق وفق بدین.

درمان افسردگی پیش و پس از بارداری

دو روش، به عنوان عادی ترین و ثمربخش ترین روشای درمان افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل مطرح ان که عبارت ان از: