افسردگی و ۵ رفتار ناشی از آن | بیماری

اگه شما به دنبال مقاله ای هستین که نشونه های افسردگی رو ذکر کرده باشه، اشتباه می کنین. علائم و نشونه ها مشکلات جانبی فیزیکی یه مریضی هستن. رفتارها واکنشایی هستن که فرد در نتیجه اون علائم از خود بروز میده. اونا پاسخای خودآگاه یا ناخودآگاهی هستن که به دسته ای از محرکها و انگیزشا در بدن داده می شن. مثالهای خیلی از علائم و نشونه های عادی و مربوط به پاسخای رفتاری هست. مثلا، احساس  خارش پوست منتهی به این می شه که فرد پوست خود رو بخاراند. علائم بیماریهای روانی هم خیلی متفاوت نیستن. مثلا ناراحتی می تونه به گریه کردن منجر شه. واقعا، مشکلاتی مثل افسردگی همیشه به مشکلات رفتاری  منجر می شه، به این خاطر که رابطه تنگاتنگی بین کارکرد مغز و رفتار آدم هست.

در ادامه مطلب، نگاهی به ۵ رفتار شایع و عادی افراد دپرس میندازیم و نشونه هایی که بعد این رفتارها بوجود میان رو بررسی می کنیم. در آخر، باخبر شدن از دلیلای پزشکی رفتارای به وجود اومده به وسیله افسردگی می تونه منتهی به تشخیص درست وضعیت افسردگی مریض و تشویق اون واسه درمان و انتخاب درمان موثرتر شه.

۱.کم خوری

اگه اصطلاح "چاق و خوشحال" بطور تحت الفظی واسه اینجور آدمایی به کار میره، مخالف این اصطلاح باید  لاغر و ناراحت باشه. با اینکه این اصطلاحات شاید بطور ساده  بیان کننده وضعیت ذهنی و عادتهای تغذیه ای افراد باشن، ولی در این مورد باید گفت که درست هستن. افسردگی شدیدا منتهی به کاهش اشتها شده و بطور ناخواسته باعث کاهش وزن در افراد می شه.

کم اشتهایی یکی از علائم ابتدایی افسردگی در سیستم عصبی خود مختاره. این فرد رو از  لذت بردن از چیزایی که قبلا از اونا حال می کنه  باز می داره. همونطور که میدونید خوردن و آشامیدن از لذتای اولیه بیشتر افراده.

با این وجود، موارد استثنایی هم در این مورد هست. آدمایی با افسردگی غیر عادی تمایل به خوردن بیشتری داشته و زیاد شدن وزن رو تجربه می کنن.

۲.کم خوابی

آسونه که تصور کنیم فرد دپرس کسیه که تموم طول روز در تختخواب به سر برده و خودشو زیر پتو مخفی می سازه تا از دنیای دور و برش به دور باشه. اما در واقعیت، بیشتر افراد دپرس خواب زیادی ندارن. شاید باور نکنین که نزدیک ۸۰ درصد آدمایی که افسردگی دارن دچار مشکلات رفتاری خواب مثل بیدار دراز کشیدن موقع شب، بیدار شدنای زیاد در طول خواب یا بیدار شدن خیلی زود در صبح، هستن. دلیل اصلی این رفتارها یه مورد یه جوره که می تونه باعث کم خوری فرد هم شه که اونو با عنوان نشونه neurovegetative می گن.  

از قضا، کمبود خواب هم می تونه باعث افسردگی شه. پس، یه فرد دپرس که کم می خوابد ، ممکنه خودشو در چرخه ای از بیخوابی و افسردگی پیدا کنه که بطور ادامه داری همدیگه رو تغذیه می کنن. اگه فرد دپرس تغییری رو در رفتارای خوابش دید بهتره تا وقتی این تغییرات به ناهنجاریای خواب تبدیل نشده ان به دنبال درمانی واسه افسردگی اش باشه. البته هر فرد دپرس ای دچار کم خوابی نیس. افسردگیای غیر عادی می تونن به زیاد خوابیدن هم منجر شن، مثل مورد قبل که می تونن باعث پرخوری هم گردند.

تصور کنین که شما همیشه احساس درد عضلانی و اسپاسم در پاهاتون دارین. حتما شما شروع به نگران شدن و فکر به بیماریای احتمالی می کنین. یعنی میتونه ام اس باشه؟ شاید مریضی پارکینسون باشه؟ شما شروع به برنامه ریزی واسه پیدا کردن یه دکتر متخصص می کنین تا دلیل اصلی این دردها رو فهمیده باشین. بعد از مراجعه به دکتر و انجام تموم آزمایشات لازم میفهمید که به طور کامل سالم هستین و مشکلی وجود نداره(لا کم روی کاغذ!). در اول از این خوشحال میشین ولی دوباره با بروز علائم، نگرانی تون شروع می شه که من چه مشکلی دارم که حتی دکتر هم نتونست دلیلی واسه اون پیدا کنه؟

این سناریوی مشابهی واسه بیشتر افراد افسره س. دردها و ناراحتیای بدون دلیل از علائم شناخته شده افسردگی هستن، اما اگه فرد  ناهنجاریای ملایمی رو تجربه کنه ممکنه متوجه دلیل اصلی درد هاش نگردد. اگه افسردگی تشخیص داده شه، داروهای  ضد افسردگی می تونن راه طولانی رو واسه بهبود هردو دسته مشکلات فیزیکی و روانی فرد دپرس طی کنن. داروهای ضد افسردگی واقعا، درمانهای قابل اطمینان  خیلی از سندرمهای درد طولانی به همراه یا بدون افسردگی هستن.

۴.بریدن از فعالیتای اجتماعی و دوستان و خونواده

در بخش اول کم خوری، توضیح دادیم که چیجوری افسردگی می تونه توانایی لذت بردن فرد از چیزایی که قبلا از اونا لذت می برده رو بازدارد. مشکل رفتاری که اینجا دربارش صحبت می کنیم هم  می تونه قربونی اون علائم باشه. به عنوان یه فرد دپرس، توقف روابط اجتماعی و شرکت در فعالیتا یی که قبلا در اونا حضور داشته، می تونه منتهی به کاهش تعامل با آدمایی شه که به اون علاقه دارن.

مشکلی که در مورد این مشکل رفتاری هست اینه که منتهی به تنهایی می شه، گوشه گیری و تنهایی هم می تونه احساس افسردگی رو زیاد کنه. واسه دوری و جلوگیری از افسردگی طولانی که می تونه باعث دوری و دوری کامل از روابط با بقیه شه، مهمه که فردی که دچار افسردگیه نه فقط به دنبال درمانهای اثر داشته باشه، بلکه تلاش کنه دوباره به گروههایی که در اونا فعالیت می کرده ملحق شه.

۵.مرخصی گرفتن به دلیل مریضی

یه فرد دپرس ممکنه در ظاهر  مانند کسی که به بیماریهایی مثل سرطان یا دیابت مبتلاست، مریض بنظر نرسه، اما مشکلات رفتاری افسردگی اونو به یه مریضی که می تونه روی وضعیت کاری فرد تاثیر بزاره تبدیل کرده. در واقع، در سراسر کشورها، افسردگی بیشتر از بقیه بیماریا منتهی به از دست رفتن ساعات کاری شده.   

مرخصی گرفتن از کار به دلیل مریضی رفتاریه که می تونه بوسیله خیلی از دیگر رفتارای به وجود اومده به وسیله افسردگی مورد تاثیر واقع شه. مثلا، گوشه گیری و تنهایی به وجود اومده به وسیله کم شدن رابطه با دوستان و خونواده می تونه تمایل  فرد رو  واسه تعامل با همکارانش هم بازدارد. دردها و ناراحتیای به وجود اومده به وسیله افسردگی هم می تونن باعث شن فرد از نظر فیزیکی احساس مریضی کرده و پس خود رو هم تراز با مریضایی ببینه که نیازمند مرخصی و استراحت در منزل هستن. و البته، زیادتر از اندازه خوابیدن یا نخوابیدن به اندازه کافی می تونن برنامه شغلی منظم رو دچار مشکل کنن.

علائم افسردگی و رفتارای به وجود اومده به وسیله اون، در خلا اتفاق نمی افتند. اونا به هم پیوسته هستن و از همدیگه تغذیه می کنن. بهترین روش واسه تغییر اونا اینه که شخص دپرس به دنبال درمان این مشکل خود با در نظر گرفتن شرایط کلی افسردگی اش باشه. بعد از مراجعه به دکتر و تحت نظر ایشون، فرد دپرس می تونه در مورد جزئیات  علائم  و رفتارای شخصی خود صحبت کنه.  

 

Google

منبع : parsivenus.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *