افسردگی سالمند پس از فوت همسر | سالمندان

افسردگی سن و سال دار پس از فوت همسر

سالمندان بعد از فوت همسر, مرگ همسر, مرگ همسر واسه سن و سال دار

افسردگی سن و سال دار پس از فوت همسر

افسردگی سن و سال دار بعد از فوت همسر, قبول کردن مرگ

« همه میدونیم که مرگ چیزی طبیعیه و جوون و پیر نمی شناسه اما با افزایش سن چون اعضای بدن دچار افت در کارکرد می شن و به دنبال اون با کم شدن توان و قوه بدنی و بروز بیماریا مواجه میشیم، احتمال مرگ هم بالا میره. فرد سن و سال دار هم باید مانند همه افراد دیگه در همه گروه های سنی برنامه های زندگی خود رو طوری اجرا کنه که انگار فردا در این دنیا نیس اما در عین حال دست از تلاش، تلاش و امید به زندگی ورنداره.

این روندی طبیعی واسه مقابله با مرگه، اما موضوع قبول کردن مرگ  خود با موضوع کنار اومدن با مرگ همسر واسه سالمندان، دو بحث به طور کامل فرق داره. مرگ همسر واسه سن و سال دار استرس خیلی بالایی به دنبال داره و این موضوع از نظر علمی به اثبات رسیده و طبیعیه که به دنبال این اتفاق فرد آسیب ببینه.

افراد جوونی که همسرشون رو از دست میدن به هر حال استرس و تنهایی بعد از فوت همسر رو با سرگرم کردن خود با کار یا دوستان و ورزش و… جبران می کنن اما یه فرد سن و سال دار به دلیل ناتوانیای به وجود اومده به وسیله سن خیلی از کارا رو نمی تونه بکنه…»

اینا بخشی از صبحتای دکتر میراب زاده، استاد گروه روان پزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشیه که در این مطلب از ایشون خواستیم سالمندان عزیز و دور و بریا شون رو راهنمایی کنن چیجوری در این شرایط به زندگی برگردن.

آقای دکتر! خیلی از سالمندان بعد از اینکه همسرشون فوت می کنه خود رو تنها و دپرس پیدا میکنن. چه کنیم فرد سن و سال دار در اینجور شرایطی با این استرس کنار بیاد و به زندگی خود برگرده؟

این موضوع در درجه اول به خود سن و سال دار و اندازه استواری شخصیت اون وابسته. فرد سالمندی که ناتوانیای مربوط به سن رو پذیرفته و خود رو با تغییر نقش وابسته به متغیر سن مطابقت داده، شخصیت باثبات تری داره و راحت تر با این جور نبودنا کنار میاد و مدارا می کنه. اونم طبیعتا بعد از مرگ همسر، مانند بقیه سالمندان سوگوار و دپرس می شه اما اونا راحت تر دوره عزاداری رو میگذرونن.

چیجوری میشه در گروه سالمندانی قرار گرفت که این ویژگی خوب رو دارن؟

همه سالمندان نمی تونن نقش خود رو با متغیر زمان یکی بودن بدن. بسیاری نمی تونن قبول کنن که فرزندان اونا دیگه ازدواج کردن و پدر و مادر هستن و هسته اصلی زندگی شون خونواده خودشونه.

این گروه از سالمندان بعد از فوت همسر دپرس می شن و خود این افسردگی باعث سوءتغذیه و کاهش توان بدن در مقابله با بیماریا می شه و فرد در آخر حتی ممکنه به دلیل بالارفتن فشار خون یا کنترل نکردن دیابت خود و… در مدت کمی بعد از فوت همسر، از بین بره. البته غیر از این موضوع مسائل دیگری هم در افسردگی سن و سال دار بعد از فوت همسر دخالت داره.

چه مسائل دیگری؟

مثلا مسائل اقتصادی. در کشور ما معمولا مردها نون آوران خونه حساب می شن و با فوت یه مرد، چون زن پشتیبانی اقتصادی خوبی نداشته باشه یا نتونه از فرزندان کمک بگیره یا محتاج اونا شه و شون و منزلت خود رو پایین ببینه، دچار افسردگی می شه. از طرف دیگه، سن و سال دار به دوا و درمان نیاز داره و هزینه های درمانی در کشور بالاست. پس مجبوره یا از فرزندان کمک مالی بگیره یا با درد خود بسازه و این چرخه خراب به افسردگی دامن می زنه.

پس در این شرایط نقش خونواده پررنگ تر می شه. یعنی فرزندان می تونن از افسردگی فرد سن و سال دار پیشگیری کنن؟

بله، به هر حال هرچه روابط مناسب اجتماعی و خانوادگی سن و سال دار بیشتر باشه، احتمال افسردگی کمتر می شه و فرد سن و سال دار خوشحال تر زندگی می کنه. فردی که بچه هاش مرتبا با اون در تماس هستن و احوالش رو می پرسن احساس نمی کنه تموم عمرش رو صرف زندگی بقیه کرده و حالا بی معرفتی می بینه. شاید جوونا این موضوع رو خیلی درک نکنن اما این موضوع روی سن و سال دار خیلی موثره.

دوستان همسن و سال هم این وسط نقشی دارن؟

بله، رابطه با همسالان خیلی با اهمیته. وقتی سن و سال دار با دوستائی هم کلام می شه که دردهای مشترکی دارن مثلا همسرشون رو از دست دادن یا فرزندان از اونا دور شدن درک می کنه که این موضوع اقتضای زمونه س و اون این وسط تنها نیس. در این شرایط توقعاتش رو پایین می آورد و احساس بهتری پیدا می کنه.

اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین دوستان همسن و سال می تونن فعالیتای دسته جمعی با هم برگزار کنن. مثلا با هم به پارک برن، به خیریه ها کمک کنن و… این موضوع به اونا کمک می کنه قبول کنن که هنوز توانا هستن و واسه اجتماع مفیدن.

چیجوری سالمندان رو در جمع خونواده خوشحال تر کنیم؟

بهترین کار اینه که سن و سال دار رو به میهمانیا ببریم و دور هم در خونه اون جمع شیم. وقتی سالمندی در جمع دیگه ادما از تجربه ها و خاطرهای خود میگه و جوانان به اون گوش میدن حس می کنه هنوز خوبه و حرفی واسه بقیه داره. این موضوع باعث افزایش اعتماد به نفس در سن و سال دار و شادی و امید به زندگی در اون می شه.

دولت و نمادهای اجتماعی هم این وسط وظیفه خاصی دارن؟

بله، دولت باید کاری کنه که ارتباطات سالمندان با هم و با جوون ترها بیشتر شه. من چند پیشنهاد عملی دارم:

۱- تاسیس باشگاه های سالمندی که فعالیتایی مناسب واسه این گروه سنی ارائه دهد و هزینه کمی دریافت کنن باعث می شه سالمندان کنار هم بشینن و حرف بزنن.

۲- پوشش بیمه ها و رسیدگی به اقتصاد سالمندان هم مهمه. سالمندی و بازنشستگی دوره ای از زندگیه که سن و سال دار باید از اون واسه مسافرت رفتن و لذت بردن از زندگی بهره ببره. اما خیلی از سالمندان ما به خاطر مشکلات اقتصادی توان برنامه ریزی تفریحی رو ندارن.

۳- در خیلی از کشورها سالمندان جایگاه بالایی در جامعه دارن اما در کشور ما با وجود توجه فرهنگی و دینی ای که به سن و سال دار شده، سالمندان جایگاه خوبی ندارن. تنها داشتن یه کارت منزلت واسه سوار شدن رایگان به وسایل حمل و نقل عمومی کافی نیس. باید تورهایی واسه این افراد در نظر گرفت و مستمری سالمندان باید بیشتر شه.

۴- فرد بازنشسته نباید حس کنه نمی تونه واسه نوه هاش چیزی بخره، نمی تونه مسافرت بره یا حتی میهمانی بگیره. در کل باید به وضعیت اقتصادی و اجتماعی سالمندان بیشتر توجه کنیم.

منبع:هفته نامه سلامت

.

منبع : abartazeha.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *