افسردگی دوران بارداری و پس از زایمان | بیماری

 

 

رستن از پیله

 ازدواج و تشکیل خونواده  ای کوچیک و جدید، هرچند واسه هر دو طرف تحولی بزرگ حساب شده و هر دو رو دچار کمپلکسای رفتاری می کنه، اما بارداری، تجربه خاص و منحصر به فرد زنونه؛ تجربه ای که هرچند شیرین به نظر می رسه، اما مادران رو با مشکلات خیلی از جمله مشکلات روانی– رفتاری روبه رو می کنه که این وسط «افسردگی دوران بارداری» و «افسردگی پس از زایمون» از شایع ترین اوناس.

روان شناسا فکر می کنن دلیل این روبه رو شدن با تغییر بزرگی چون بارداریه که نه فقط از جهت ظاهری خانوما رو از این رو به اون رو می کنه، بلکه از جهت ذهنی هم تحولات بزرگی رو بوجود میاره و لازمه قبل از بارداری، شخص از جهت ذهنی، جسمی و روحی آمادگی لازم رو داشته باشه.

 

افسردگی چیه؟

 افسردگی  با نشونه هایی چون احساس غمگینی، شکست، ناراحتی و کلافگی، هیجان و استرس، بی علاقگی به همه چیز و گاه همه کس مشخص می شه؛ در واقع مریض با بیان این علائم، ناراحتی خود رو بروز میده.

خیلی از ما، شاید چند روزی از ماه رو با اینجور احساسای منفی روبه رو شیم، اما این علائم اگه زودگذر باشن، افسردگی حساب نشده و یه جور تغییر رفتاری میگن؛ اما اگه فرد مدت زیادی با این تحولات رفتاری درگیر باشه و مشکلاتی چون احساس پوچی، عصبانیت ، و احساس عجز و شکست هم به اونا اضافه بشه، افسردگی شروع شده.

افسردگی ممکنه ناچیز، متوسط یا بسیار پیشرفته و جدی باشه که متأسفانه گاه خود فرد هم از مریضی خود آگاه نیس و با مراجعه به دکتر از اون خبردار میشه؛ چون که تصور می کنه این علائم طبیعی و به وجود اومده به وسیله خستگی کار روزانه س!

افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل

افسردگی دوران بارداری یا پس از وضع حمل، یکی از مشکلات عادی در بین زنان بارداره که متأسفانه در بیشتر موارد یا تشخیص داده نمی شه و یا اونقدر دیر تشخیص داده می شه که راهی واسه درمان وجود نداره و مادر دچار «دیوانگی» پس از زایمون می شه. علائم افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل، کمی با علائم افسردگی معمولی فرق داره، اما خیلی از علائم هم بین افسردگی معمولی و افسردگی دوران بارداری و پس از زایمون مشترکه که این علائم مشترک یکی از راه های شناسایی سریع و به موقع افسردگی دوران بارداری و پس از زایمونه.

الف: افسردگی دوران بارداری

افسردگی دوران بارداری گاه از همون روزای ابتدایی بارداری شروع می شه، اما بعضی وقتا هم از ماه سوم به بعد بروز می کنه. افسردگی دوران بارداری (PERINATAL DEPRESSION) با نشونه هایی چون؛ خستگی ، بی خوابی ، کمپلکسا (درگیریا) ی روانی- احساسی مخصوصا گریه کردن و زودرنجی شروع شده و کم کم علائم حادتری بروز می کنه که از این میان میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– تندمزاجی و تحریک پذیری؛ یعنی کاهش آستانه تحمل .

– احساس غم، ناامیدی و غرق شدن و نابودی؛

– گریه کردن زیاد.

– کاهش شدید انرژی و انگیزه واسه انجام امور؛

– ولع خوردن یا بی اشتهایی شدید.

– خوابیدن زیادتر از اندازه یا بی خوابی.

– کاهش تمرکز، فراموشی و مشکل در به یاد آوردن مسائل، و ناتوانی در اراده کردن.

– احساس بی ارزش بودن و گناهکار بودن؛ چون که مادران فکر می کنن کودکی رو به دنیا میارن که قراره مانند اونا با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنه؛ این احساس مخصوصا اگه نوزاد دختر باشه بیشتره.

– از دست دادن علاقه و اشتیاق به انجام امور منزل یا امور مربوط به خود؛

– گوشه گیری و قطع رابطه با دوستان و آشنایان.

سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، تنگی نفس و احساس خفگی و کلافگی؛

این علائم ممکنه همزمان با هم و یا کم کم بروز کنن. شدت و ضعف بروز علائم، بستگی به اندازه افسردگی و برخورد دور و بریا مخصوصا همسر داره.

عوامل مؤثر بر بروز افسردگی دوران بارداری

دلایل زیادی واسه بروز افسردگی در زنان باردار در دوران بارداری هست که از این عوامل میشه به تغییرات هورمونی، حوادث استرس زا و آزار دهنده در طول دوران بارداری چون مشکلات زندگی، مرگ عزیزان و… اشاره کرد. اما ازعلل مهم دچار شدن به افسردگی و یا یعنی علل محرک بروز افسردگی دوران بارداری میشه به این نکات اشاره کرد:

– سابقه افسردگی یا سوءاستفاده جنسی.

– سابقه مریضی عصبی یا افسردگی در میان بستگان، مخصوصا بستگان درجه یه.

– بی توجهی همسر و دور و بریا به زن باردار.

– ترس از تولد نوزاد؛ این احساس در بیشتر دختران قبل از ازدواج و بارداری دیده می شه که اگه کم کم با ازدواج و بارداری از بین نره، به دلیلی جهت بروز افسردگی دوران بارداری تبدیل می شه.

– مشکلات ازدواج، مخصوصا مشکلات عاطفی و اقتصادی.

– سن پایین مادر؛ دخترائی که در سن پایین ازدواج می کنن و باردار می شن، مخصوصا اگه تحصیلات مناسبی هم نداشته باشن، به سرعت به افسردگی دچار می شن.

– ازدواج، به زور والدین، و بی علاقگی به همسر.

ب: افسردگی پس از زایمون

افسردگی پس از زایمون (POSTPARTUM DEPRESSION) پس از وضع حمل به دلایل زیاد مخصوصا تغییرات هورمونی بروز می کنه. در دوران بارداری، ترشح هورمون زنونه شامل استروژن (ESTROGEN) و پروژسترون (PROGESTERONE) به طور زیادی زیاد می شه، اما بیست و چهار ساعت پس از تولد نوزاد، اندازه ترشح این دو هورمون شدیداً کم میشه و به اندازه ترشح این دو هورمون قبل از بارداری برمیگرده.

پژوهشا نشون میده این تغییر یهویی در اندازه ترشح هورمونا یکی از دلایل اصلی افسردگی پس از زایمونه. نیاز به تذکره که کاهش ترشح این دو هورمون تا قبل از اولین عادت ماهیانه، پس از وضع حمل ادامه داره. اینطوری روان شناسا فکر می کنن فاصله بین وضع حمل تا اولین عادت ماهیانه پس از زایمون، بحرانی ترین شرایط روانی – عاطفی زنان پس از وضع حمل بوده و احتمال دچار شدن به افسردگی پس از زایمون در این دوره ۵ برابره.

علاوه بر تغییر در اندازه ترشح دو هورمون استروژن و پروژسترون، ترشح هورمونای غده تیروئید هم دچار تغییر می شه و ترشح این هورمونا هم شدیدا کم میشه – تیروئید غده بسیار کوچیکی در جلوی گلوه که در متابولیسم و تنظیم سوخت و ساز بدن نقش اساسی داره – کم شدن اندازه ترشح هورمونای غده تیروئید هم از دیگر علل دچار شدن به افسردگیه که با ایجاد نشونه هایی چون بی علاقگی به هر چیز و هرکی، تحریک پذیری و تندمزاجی، احساس خستگی شدید، کم شدن اندازه تمرکز، بروز مشکلات زیاد هنگام خواب و استراحت، و زیاد شدن وزن بدن مشخص می شه. پس لازمه تا بدون این دست اون دست کردن پس از وضع حمل، با انجام آزمایش خون، اندازه ترشح هورمون تیروئید کنترل شه.

روان شناسا علل دیگه بروز افسردگی پس از زایمون رو به این توضیح می دونن:

– احساس خستگی، پریدن از خواب یا به اصطلاح خواب مقطع که بیشتر با کابوس همراه س.

– احساس غریبگی با نوزاد به جهت ترس از ناتوانی در نگهداری مناسب از نوزاد.

– افسردگی به خاطر تغییر در شرایط کار و امور منزل؛ که به دلیل دچار مشکل شدن کارا و خارج شدن زندگی از شرایط عادی بروز می کنه.

– هیجان به وجود اومده به وسیله نگهداری و تربیت بچه همپای رسیدگی به امور منزل و امور شخصی؛ خیلی از مادران تصور می کنن با تولد نوزاد باید به شخص خاص یا یعنی مادری خاص و فوق العاده تبدیل شن تا علاوه بر رسیدگی به همه امور مدت زیادی رو صرف نگهداری از فرزندشون بکنن؛ با اینکه با تولد نوزاد نیاز به مراقبت از اون به بزرگترین نگرانی مادر و پدر تبدیل می شه؛ اما بدون هیجان، باید با برنامه ریزی درست با مسئله روبرو شد.

– احساس بیهودگی و از دست دادن حس شخصیت و هویت؛ از دست دادن شخصیت و هویت و یا یعنی از دست دادن اعتماد به نفس به دنبال ظهور این تفکر تو ذهن ایجاد می شه که مادر میدونه با تولد نوزاد هویت خود رو گم کرده چون که دیگه نمی تونه مانند گذشته به امور شخصی، منزل و اوقات فراغت خود بپردازه و نوزاد رو مانع مهمی تصور می کنه.

– از دست دادن اوقات فراغت و به دنبال اون به هم خوردن تعادل روانی؛ پس از تولد نوزاد، مادر مجبوره مدت زمان بیشتری رو در منزل بمونه و از فرزندش نگهداری کنه. اینطوری وقتی واسه فراغت باقی نمی مونه. این نکته مخصوصا در خونواده هایی که پدر هیچ گونه کمکی به مادر ننموده و مسئولیتی در قبال نوزاد احساس نمی کنه خیلی مهمه و مادر رو به افسردگی زیاد گرفتار می کنه.

در شرایط زیاد، ترس از کشتن یا زخمی کردن نوزاد یا خودمون و بی علاقگی و بی توجهی به نوزاد هم دیده می شه که اگه به سرعت چاره ای واسه اون فکر کرده نشه به مرگ مادر و نوزاد می رسه.

تفاوتای بین احساس تغییر به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد و افسردگی به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد

مطمئنا همراه با تولد نوزاد، تغییر بزرگی در وضعیت زندگی، امور شخصی و… والدین – مخصوصا مادر- ظاهر می شه که این تحولات، تغییرات رفتاری رو هم به دنبال داره. تحولات رفتاری به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد هر چند ناخواسته ایجاد شده و طبیعی هستن، اما به طور طبیعی و بیشترین حد تا چند روز پس از تولد نوزاد از بین می رن.

همه مادران، مخصوصا مادرانی که تولد نوزاد اول رو تجربه می کنن به تغییرات رفتاری چون: احساس دربند بودن و محدودیت، غم و اندوهی خاص، گریه کردن مخصوصا به هنگام شیر دادن یا خوابوندن نوزاد، بی اشتهایی، مشکل در خواب و استراحت، عصبانیت و کلافگی، کاهش آستانه تحریک پذیری، بیقراری، نگرانی و دلشوره و احساس تنهایی و بی کسی دچار می شن که هر چند این علائم، نشونه هایی مهم و قابل تأمله اما با کمی توجه و تمهیداتی چون خوابیدن و استراحت همراه با نوزاد، کمک خواستن از همسر، مادر، دوستان و یا هر فرد مورد اعتماد واسه نگهداری از نوزاد، انجام امور منزل با کمک همسر، صبحت کردن با آدمایی که مانند ایشون صاحب نوزاد جدیدی شدن، برنامه ریزی درست و اختصاص وقتی به عنوان اوقات فراغت، ورزش و دوستی و … از بین می رن.

اما افسردگی پس از وضع حمل با ۳ فرق کلی نسبت به این علائم که طبیعی بوده و به وجود اومده به وسیله تغییر وجود یه موجود جدید در خونواده س، مشخص می شه:

۱ – اثر در بروز علائم افسردگی حتی یک تا دو سال پس از وضع حمل،

۲ – طولانی شدن مدت درگیری شخص با مشکلات روانی- رفتاری بیشتر از سه هفته.

۳- شدت بروز علائم؛ که در افسردگی پس از زایمون علائم افسردگی با شدت زیادی بروز می کنن.

آمارها نشون میده از هر هزار زایمون، یک تا دو نفر به «افسردگی پس از زایمون» دچار می شن و در بسیاری موارد هم مریضی در شش هفته اول پس از زایمون بروز می کنه. در آدمایی که زمینه بیماریای روانی چون «شیزوفرنی» (جنون جوونی) یا مریضی دوقطبی(BIPOLAR DISORDER) داشتن، علائم زودتر و شدیدتر ظاهر می شه که در صورت نبود درمان سریع، به خودکشی و یا خودکشی همراه با کشتن نوزاد و بقیه فرزندان می رسه.

حالا که دپرس هستم، چیجوری خود رو کمک کنم؟

خیلی از زنان گرفتار به افسردگی دوران بارداری و یا پس از اون به دلیل ترس، خجالت و یا ترس از شکست و ناتوانی در زندگی، از مریضی خود صحبتی به میان نمیارن (علائم رو رد و مخفی می کنن) که این باعث زیاد شدن و رسیدن شخص به حالت نبود تعادل روانی می شه. از طرف دیگه ترس از معرفی شدن به عنوان مادری بی صلاحیت اونا رو از بیان مسئله بازمی داره، غافل از این که اینطوری به مریضی خود دامن میزنن. پس روان شناسا اکیداً پیشنهاد می کنن تا با بروز اولین علائم، خیلی سریعً به دکتر مراجعه کرده و درمان رو شروع کنین.

روان شناسا فکر می کنن مریض نقش بسیار مؤثری در تسریع روند درمان داره؛پس توجه به این نکات راهگشاست:

۱ – مدت زمان استراحتتان رو زیاد کنین؛ یکی از بهترین روش ها، خوابیدن و استراحت کردن همراه نوزاده.

۲ – اجباری در انجام همه امور، برنامه ها و کارا نیس؛ کارا کم کم و با تسلط بر اعصاب انجام می شن. استرس و هیجان واسه انجام همه کارا باعث فشار بر اعصاب و احساس کلافگی و پریشونی و گیجی می شه.

۳ – از همسرتون واسه تمیز کردن نوزاد، حموم کردن ایشون و شیر دادن به اون مخصوصا موقع شب کمک بگیرین. مثلاً به جای اون که شبا نوزاد رو شیر بدین، شیر رو بدوشید و در شیشه شیر بریزین و از همسرتون بخواین تا اون به نوزاد شیر بده. کمک گرفتن از مادر، دوستان و … هم خیلی خوبه.

۴- درباره احساسا و حالتای خود با همسرتون صحبت کنین؛ با این روش مشکلات بهتر و سریع تر حل شده و اراده کردن آسون می شه.

۵ – در منزل تنها نمونید: قدم زدن در پارک، پیاده روی به همراه نوزاد و … رو یادتون نره، حتی یه پیاده روی ۱۵ دقیقه ای می تونه روحیه شما رو خوب تغییر بده.

۶- با برنامه ریزی درست، گردش و تفریح رو در برنامه هفتگی خود و خونواده تون بذارین.

۷ – با مادرانی که مانند شما تجربه اولین نوزاد رو دارن، صحبت کنین. شاید راه هایی رو پیشنهاد کنن که واسه شمام به درد بخور باشه. باخبر شدن از تجربه مادرانی که دو یا چند بچه دارن هم خیلی خوبه.

۸- دست کم هر دو هفته یه بار با دوستانتون برنامه بذارین و مانند گذشته به گردش و تفریح برید تا حس ناخوشایند دوری از اجتماع در شما ایجاد نشه.

۹- در طول دوران بارداری در برنامه روزمره زندگی تون تغییر جدی ایجاد نکنین. مثلاً به دلیل ترس از مریض شدن در منزل نمونید و دوستی با دوستان و فامیل رو به دلیل نگرانیای بی موردی چون کم شدن مدت استراحت و … کنار نذارین .

۱۰ – تا جایی که می تونین خود رو با شرایط جدید، با برنامه ریزی درست و دقیق وفق بدین.

درمان افسردگی پیش و پس از بارداری

دو روش، به عنوان عادی ترین و ثمربخش ترین روشای درمان افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل مطرح ان که عبارت ان از:

* درمان از راه صحبت کردن (TALK THERAPY)؛ که در این روش مریض فقط با صحبت کردن با روانکاو، روان شناس و یا مشاور- نه روان دکتر- به بیان مشکلات خود می پردازه و با بازگشایی احساسا و عقدهای داخلی خود درمان می شه.

* درمان دارویی (MEDICINE) که مریض با مراجعه به روان دکتر و دریافت دارو و مصرف داروها درمان می شه.

پزشکان فکر می کنن مصرف دارو در زنان باردار یا زنان شیرده باید با دقت بیشتری همراه باشه و حتی امکان مریض با درمان غیردارویی، درمان شه. مثلاً پاکزیل (PAXIL) -یکی از جدیدترین داروهای ضد افسردگی– اثر بسیار داغون کننده ای بر جنین داره و باعث تولد نوزادانی ناقص در دستگاه گردش خون مخصوصا قلب می شه.

ضرورت درمان افسردگی

پژوهشا نشون میده افسردگی مادر در دوران بارداری و پس از اون، اثرات نامطلوبی رو در جنین و نوزاد بوجود میاره که از اون جمله میشه به وزن بسیار پایین نوزاد در دوران جنینی و هنگام تولد، خام بودن نوزاد، مشکل مادرزادی، مشکلات گفتاری چون تأخیر در صحبت، لکنت زبون، ناتوانی در ایجاد رابطه با بقیه مخصوصا پس از شروع دوران مدرسه، مشکلات رفتاری، گوشه گیری، شب ادراری، کابوسای شبونه و … اشاره کرد.

و کلام آخرین این که: همسران زنان باردار مهمترین وظیفه رو در قبال اونا دارن. روان شناسا فکر می کنن خیلی از بیماران دپرس مخصوصا زنان باردار به دلیل بی توجهی یا کم توجهی دور و بریا به خصوص همسراشون به افسردگی دچار می شن.

مترجم: مهتاب صفرزاده خسروشاهی

منبع: مرکز بین المللی اطلاعات سلامت زنان

روان شناسا فکر می کنن دلیل این روبه رو شدن با تغییر بزرگی چون بارداریه که نه فقط از جهت ظاهری خانوما رو از این رو به اون رو می کنه، بلکه از جهت ذهنی هم تحولات بزرگی رو بوجود میاره و لازمه قبل از بارداری، شخص از جهت ذهنی، جسمی و روحی آمادگی لازم رو داشته باشه.

 

افسردگی چیه؟

 افسردگی  با نشونه هایی چون احساس غمگینی، شکست، ناراحتی و کلافگی، هیجان و استرس، بی علاقگی به همه چیز و گاه همه کس مشخص می شه؛ در واقع مریض با بیان این علائم، ناراحتی خود رو بروز میده.

خیلی از ما، شاید چند روزی از ماه رو با اینجور احساسای منفی روبه رو شیم، اما این علائم اگه زودگذر باشن، افسردگی حساب نشده و یه جور تغییر رفتاری میگن؛ اما اگه فرد مدت زیادی با این تحولات رفتاری درگیر باشه و مشکلاتی چون احساس پوچی، عصبانیت ، و احساس عجز و شکست هم به اونا اضافه بشه، افسردگی شروع شده.

افسردگی ممکنه ناچیز، متوسط یا بسیار پیشرفته و جدی باشه که متأسفانه گاه خود فرد هم از مریضی خود آگاه نیس و با مراجعه به دکتر از اون خبردار میشه؛ چون که تصور می کنه این علائم طبیعی و به وجود اومده به وسیله خستگی کار روزانه س!

افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل

افسردگی دوران بارداری یا پس از وضع حمل، یکی از مشکلات عادی در بین زنان بارداره که متأسفانه در بیشتر موارد یا تشخیص داده نمی شه و یا اونقدر دیر تشخیص داده می شه که راهی واسه درمان وجود نداره و مادر دچار «دیوانگی» پس از زایمون می شه. علائم افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل، کمی با علائم افسردگی معمولی فرق داره، اما خیلی از علائم هم بین افسردگی معمولی و افسردگی دوران بارداری و پس از زایمون مشترکه که این علائم مشترک یکی از راه های شناسایی سریع و به موقع افسردگی دوران بارداری و پس از زایمونه.

الف: افسردگی دوران بارداری

افسردگی دوران بارداری گاه از همون روزای ابتدایی بارداری شروع می شه، اما بعضی وقتا هم از ماه سوم به بعد بروز می کنه. افسردگی دوران بارداری (PERINATAL DEPRESSION) با نشونه هایی چون؛ خستگی ، بی خوابی ، کمپلکسا (درگیریا) ی روانی- احساسی مخصوصا گریه کردن و زودرنجی شروع شده و کم کم علائم حادتری بروز می کنه که از این میان میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– تندمزاجی و تحریک پذیری؛ یعنی کاهش آستانه تحمل .

– احساس غم، ناامیدی و غرق شدن و نابودی؛

– گریه کردن زیاد.

– کاهش شدید انرژی و انگیزه واسه انجام امور؛

– ولع خوردن یا بی اشتهایی شدید.

– خوابیدن زیادتر از اندازه یا بی خوابی.

– کاهش تمرکز، فراموشی و مشکل در به یاد آوردن مسائل، و ناتوانی در اراده کردن.

– احساس بی ارزش بودن و گناهکار بودن؛ چون که مادران فکر می کنن کودکی رو به دنیا میارن که قراره مانند اونا با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنه؛ این احساس مخصوصا اگه نوزاد دختر باشه بیشتره.

– از دست دادن علاقه و اشتیاق به انجام امور منزل یا امور مربوط به خود؛

– گوشه گیری و قطع رابطه با دوستان و آشنایان.

– سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، تنگی نفس و احساس خفگی و کلافگی؛

این علائم ممکنه همزمان با هم و یا کم کم بروز کنن. شدت و ضعف بروز علائم، بستگی به اندازه افسردگی و برخورد دور و بریا مخصوصا همسر داره.

عوامل مؤثر بر بروز افسردگی دوران بارداری

دلایل زیادی واسه بروز افسردگی در زنان باردار در دوران بارداری هست که از این عوامل میشه به تغییرات هورمونی، حوادث استرس زا و آزار دهنده در طول دوران بارداری چون مشکلات زندگی، مرگ عزیزان و… اشاره کرد. اما ازعلل مهم دچار شدن به افسردگی و یا یعنی علل محرک بروز افسردگی دوران بارداری میشه به این نکات اشاره کرد:

– سابقه افسردگی یا سوءاستفاده جنسی.

– سابقه مریضی عصبی یا افسردگی در میان بستگان، مخصوصا بستگان درجه یه.

– بی توجهی همسر و دور و بریا به زن باردار.

– ترس از تولد نوزاد؛ این احساس در بیشتر دختران قبل از ازدواج و بارداری دیده می شه که اگه کم کم با ازدواج و بارداری از بین نره، به دلیلی جهت بروز افسردگی دوران بارداری تبدیل می شه.

– مشکلات ازدواج، مخصوصا مشکلات عاطفی و اقتصادی.

– سن پایین مادر؛ دخترائی که در سن پایین ازدواج می کنن و باردار می شن، مخصوصا اگه تحصیلات مناسبی هم نداشته باشن، به سرعت به افسردگی دچار می شن.

– ازدواج، به زور والدین، و بی علاقگی به همسر.

ب: افسردگی پس از زایمون

افسردگی پس از زایمون (POSTPARTUM DEPRESSION) پس از وضع حمل به دلایل زیاد مخصوصا تغییرات هورمونی بروز می کنه. در دوران بارداری، ترشح هورمون زنونه شامل استروژن (ESTROGEN) و پروژسترون (PROGESTERONE) به طور زیادی زیاد می شه، اما بیست و چهار ساعت پس از تولد نوزاد، اندازه ترشح این دو هورمون شدیداً کم میشه و به اندازه ترشح این دو هورمون قبل از بارداری برمیگرده.

پژوهشا نشون میده این تغییر یهویی در اندازه ترشح هورمونا یکی از دلایل اصلی افسردگی پس از زایمونه. نیاز به تذکره که کاهش ترشح این دو هورمون تا قبل از اولین عادت ماهیانه، پس از وضع حمل ادامه داره. اینطوری روان شناسا فکر می کنن فاصله بین وضع حمل تا اولین عادت ماهیانه پس از زایمون، بحرانی ترین شرایط روانی – عاطفی زنان پس از وضع حمل بوده و احتمال دچار شدن به افسردگی پس از زایمون در این دوره ۵ برابره.

علاوه بر تغییر در اندازه ترشح دو هورمون استروژن و پروژسترون، ترشح هورمونای غده تیروئید هم دچار تغییر می شه و ترشح این هورمونا هم شدیدا کم میشه – تیروئید غده بسیار کوچیکی در جلوی گلوه که در متابولیسم و تنظیم سوخت و ساز بدن نقش اساسی داره – کم شدن اندازه ترشح هورمونای غده تیروئید هم از دیگر علل دچار شدن به افسردگیه که با ایجاد نشونه هایی چون بی علاقگی به هر چیز و هرکی، تحریک پذیری و تندمزاجی، احساس خستگی شدید، کم شدن اندازه تمرکز، بروز مشکلات زیاد هنگام خواب و استراحت، و زیاد شدن وزن بدن مشخص می شه. پس لازمه تا بدون این دست اون دست کردن پس از وضع حمل، با انجام آزمایش خون، اندازه ترشح هورمون تیروئید کنترل شه.

روان شناسا علل دیگه بروز افسردگی پس از زایمون رو به این توضیح می دونن:

– احساس خستگی، پریدن از خواب یا به اصطلاح خواب مقطع که بیشتر با کابوس همراه س.

– احساس غریبگی با نوزاد به جهت ترس از ناتوانی در نگهداری مناسب از نوزاد.

– افسردگی به خاطر تغییر در شرایط کار و امور منزل؛ که به دلیل دچار مشکل شدن کارا و خارج شدن زندگی از شرایط عادی بروز می کنه.

– هیجان به وجود اومده به وسیله نگهداری و تربیت بچه همپای رسیدگی به امور منزل و امور شخصی؛ خیلی از مادران تصور می کنن با تولد نوزاد باید به شخص خاص یا یعنی مادری خاص و فوق العاده تبدیل شن تا علاوه بر رسیدگی به همه امور مدت زیادی رو صرف نگهداری از فرزندشون بکنن؛ با اینکه با تولد نوزاد نیاز به مراقبت از اون به بزرگترین نگرانی مادر و پدر تبدیل می شه؛ اما بدون هیجان، باید با برنامه ریزی درست با مسئله روبرو شد.

– احساس بیهودگی و از دست دادن حس شخصیت و هویت؛ از دست دادن شخصیت و هویت و یا یعنی از دست دادن اعتماد به نفس به دنبال ظهور این تفکر تو ذهن ایجاد می شه که مادر میدونه با تولد نوزاد هویت خود رو گم کرده چون که دیگه نمی تونه مانند گذشته به امور شخصی، منزل و اوقات فراغت خود بپردازه و نوزاد رو مانع مهمی تصور می کنه.

– از دست دادن اوقات فراغت و به دنبال اون به هم خوردن تعادل روانی؛ پس از تولد نوزاد، مادر مجبوره مدت زمان بیشتری رو در منزل بمونه و از فرزندش نگهداری کنه. اینطوری وقتی واسه فراغت باقی نمی مونه. این نکته مخصوصا در خونواده هایی که پدر هیچ گونه کمکی به مادر ننموده و مسئولیتی در قبال نوزاد احساس نمی کنه خیلی مهمه و مادر رو به افسردگی زیاد گرفتار می کنه.

در شرایط زیاد، ترس از کشتن یا زخمی کردن نوزاد یا خودمون و بی علاقگی و بی توجهی به نوزاد هم دیده می شه که اگه به سرعت چاره ای واسه اون فکر کرده نشه به مرگ مادر و نوزاد می رسه.

تفاوتای بین احساس تغییر به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد و افسردگی به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد

مطمئنا همراه با تولد نوزاد، تغییر بزرگی در وضعیت زندگی، امور شخصی و… والدین – مخصوصا مادر- ظاهر می شه که این تحولات، تغییرات رفتاری رو هم به دنبال داره. تحولات رفتاری به وجود اومده به وسیله تولد نوزاد هر چند ناخواسته ایجاد شده و طبیعی هستن، اما به طور طبیعی و بیشترین حد تا چند روز پس از تولد نوزاد از بین می رن.

همه مادران، مخصوصا مادرانی که تولد نوزاد اول رو تجربه می کنن به تغییرات رفتاری چون: احساس دربند بودن و محدودیت، غم و اندوهی خاص، گریه کردن مخصوصا به هنگام شیر دادن یا خوابوندن نوزاد، بی اشتهایی، مشکل در خواب و استراحت، عصبانیت و کلافگی، کاهش آستانه تحریک پذیری، بیقراری، نگرانی و دلشوره و احساس تنهایی و بی کسی دچار می شن که هر چند این علائم، نشونه هایی مهم و قابل تأمله اما با کمی توجه و تمهیداتی چون خوابیدن و استراحت همراه با نوزاد، کمک خواستن از همسر، مادر، دوستان و یا هر فرد مورد اعتماد واسه نگهداری از نوزاد، انجام امور منزل با کمک همسر، صبحت کردن با آدمایی که مانند ایشون صاحب نوزاد جدیدی شدن، برنامه ریزی درست و اختصاص وقتی به عنوان اوقات فراغت، ورزش و دوستی و … از بین می رن.

اما افسردگی پس از وضع حمل با ۳ فرق کلی نسبت به این علائم که طبیعی بوده و به وجود اومده به وسیله تغییر وجود یه موجود جدید در خونواده س، مشخص می شه:

۱ – اثر در بروز علائم افسردگی حتی یک تا دو سال پس از وضع حمل،

۲ – طولانی شدن مدت درگیری شخص با مشکلات روانی- رفتاری بیشتر از سه هفته.

۳- شدت بروز علائم؛ که در افسردگی پس از زایمون علائم افسردگی با شدت زیادی بروز می کنن.

آمارها نشون میده از هر هزار زایمون، یک تا دو نفر به «افسردگی پس از زایمون» دچار می شن و در بسیاری موارد هم مریضی در شش هفته اول پس از زایمون بروز می کنه. در آدمایی که زمینه بیماریای روانی چون «شیزوفرنی» (جنون جوونی) یا مریضی دوقطبی(BIPOLAR DISORDER) داشتن، علائم زودتر و شدیدتر ظاهر می شه که در صورت نبود درمان سریع، به خودکشی و یا خودکشی همراه با کشتن نوزاد و بقیه فرزندان می رسه.

حالا که دپرس هستم، چیجوری خود رو کمک کنم؟

خیلی از زنان گرفتار به افسردگی دوران بارداری و یا پس از اون به دلیل ترس، خجالت و یا ترس از شکست و ناتوانی در زندگی، از مریضی خود صحبتی به میان نمیارن (علائم رو رد و مخفی می کنن) که این باعث زیاد شدن و رسیدن شخص به حالت نبود تعادل روانی می شه. از طرف دیگه ترس از معرفی شدن به عنوان مادری بی صلاحیت اونا رو از بیان مسئله بازمی داره، غافل از این که اینطوری به مریضی خود دامن میزنن. پس روان شناسا اکیداً پیشنهاد می کنن تا با بروز اولین علائم، خیلی سریعً به دکتر مراجعه کرده و درمان رو شروع کنین.

روان شناسا فکر می کنن مریض نقش بسیار مؤثری در تسریع روند درمان داره؛پس توجه به این نکات راهگشاست:

۱ – مدت زمان استراحتتان رو زیاد کنین؛ یکی از بهترین روش ها، خوابیدن و استراحت کردن همراه نوزاده.

۲ – اجباری در انجام همه امور، برنامه ها و کارا نیس؛ کارا کم کم و با تسلط بر اعصاب انجام می شن. استرس و هیجان واسه انجام همه کارا باعث فشار بر اعصاب و احساس کلافگی و پریشونی و گیجی می شه.

۳ – از همسرتون واسه تمیز کردن نوزاد، حموم کردن ایشون و شیر دادن به اون مخصوصا موقع شب کمک بگیرین. مثلاً به جای اون که شبا نوزاد رو شیر بدین، شیر رو بدوشید و در شیشه شیر بریزین و از همسرتون بخواین تا اون به نوزاد شیر بده. کمک گرفتن از مادر، دوستان و … هم خیلی خوبه.

۴- درباره احساسا و حالتای خود با همسرتون صحبت کنین؛ با این روش مشکلات بهتر و سریع تر حل شده و اراده کردن آسون می شه.

۵ – در منزل تنها نمونید: قدم زدن در پارک، پیاده روی به همراه نوزاد و … رو یادتون نره، حتی یه پیاده روی ۱۵ دقیقه ای می تونه روحیه شما رو خوب تغییر بده.

۶- با برنامه ریزی درست، گردش و تفریح رو در برنامه هفتگی خود و خونواده تون بذارین.

۷ – با مادرانی که مانند شما تجربه اولین نوزاد رو دارن، صحبت کنین. شاید راه هایی رو پیشنهاد کنن که واسه شمام به درد بخور باشه. باخبر شدن از تجربه مادرانی که دو یا چند بچه دارن هم خیلی خوبه.

۸- دست کم هر دو هفته یه بار با دوستانتون برنامه بذارین و مانند گذشته به گردش و تفریح برید تا حس ناخوشایند دوری از اجتماع در شما ایجاد نشه.

۹- در طول دوران بارداری در برنامه روزمره زندگی تون تغییر جدی ایجاد نکنین. مثلاً به دلیل ترس از مریض شدن در منزل نمونید و دوستی با دوستان و فامیل رو به دلیل نگرانیای بی موردی چون کم شدن مدت استراحت و … کنار نذارین .

۱۰ – تا جایی که می تونین خود رو با شرایط جدید، با برنامه ریزی درست و دقیق وفق بدین.

درمان افسردگی پیش و پس از بارداری

دو روش، به عنوان عادی ترین و ثمربخش ترین روشای درمان افسردگی دوران بارداری و پس از وضع حمل مطرح ان که عبارت ان از:

* درمان از راه صحبت کردن (TALK THERAPY)؛ که در این روش مریض فقط با صحبت کردن با روانکاو، روان شناس و یا مشاور- نه روان دکتر- به بیان مشکلات خود می پردازه و با بازگشایی احساسا و عقدهای داخلی خود درمان می شه.

* درمان دارویی (MEDICINE) که مریض با مراجعه به روان دکتر و دریافت دارو و مصرف داروها درمان می شه.

پزشکان فکر می کنن مصرف دارو در زنان باردار یا زنان شیرده باید با دقت بیشتری همراه باشه و حتی امکان مریض با درمان غیردارویی، درمان شه. مثلاً پاکزیل (PAXIL) -یکی از جدیدترین داروهای ضد افسردگی– اثر بسیار داغون کننده ای بر جنین داره و باعث تولد نوزادانی ناقص در دستگاه گردش خون مخصوصا قلب می شه.

ضرورت درمان افسردگی

پژوهشا نشون میده افسردگی مادر در دوران بارداری و پس از اون، اثرات نامطلوبی رو در جنین و نوزاد بوجود میاره که از اون جمله میشه به وزن بسیار پایین نوزاد در دوران جنینی و هنگام تولد، خام بودن نوزاد، مشکل مادرزادی، مشکلات گفتاری چون تأخیر در صحبت، لکنت زبون، ناتوانی در ایجاد رابطه با بقیه مخصوصا پس از شروع دوران مدرسه، مشکلات رفتاری، گوشه گیری، شب ادراری، کابوسای شبونه و … اشاره کرد.

و کلام آخرین این که: همسران زنان باردار مهمترین وظیفه رو در قبال اونا دارن. روان شناسا فکر می کنن خیلی از بیماران دپرس مخصوصا زنان باردار به دلیل بی توجهی یا کم توجهی دور و بریا به خصوص همسراشون به افسردگی دچار می شن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *