جستجو در سایت :   

دانلود متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی

عنوان : مقایسه­ تطبیقی جایگاه زن در اشعار ژاله قائم مقامی با ژاله اصفهانی

دانشگاه لرستان

دانشکده­ی ادبیات و علوم انسانی

گروه زبان و ادبیات فارسی

پایان­ نامه­ دوره کارشناسی ارشد

پایان­ نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد در رشته­ی زبان و ادبیات فارسی

عنوان:

مقایسه­ تطبیقی جایگاه زن در اشعار ژاله قائم مقامی با ژاله اصفهانی

استاد راهنما:

دکتر طاهره صادقی تحصیلی

استاد مشاور:

دکتر محمدرضا حسنی جلیلیان

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی گردد

 :دانلود فایل متن کامل پایان نامه در سایت sabzfile.com

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود می باشد)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده:

در این پایان­نامه کوشش بر این می باشد تا توجه زن ژاله قائم­مقامی و ژاله اصفهانی نسبت به زن مطالعه گردد. در این پژوهش آغاز مباحثی به مفاهیم، کلیّات و تعاریف جایگاه زن در تاریخ ادب فارسی اختصاص داده شده و سپس به معرفی دو شاعر و آثار آنها پرداخته شده می باشد. فرایند پژوهش نشان داد که وجوه افتراق و اشتراکی در زمینه توجه آنها به زن هست. از وجوه اشتراک آنها می­توان به دفاع از حقوق زن، تکریم شخصیت زن، امید به بهروزی زنان، تکریم به مقام مادر، تشویق و ترغیب زنان به سمت آزادی، ترجیح عشق بر زر و زیور دنیا، تشویق به سوادآموزی و آگاهی تصریح نمود و از وجوه افتراق به مورد هایی زیرا: مردستیزی و شوهرستیزی، اعتراض به پدر و مادر و سرزنش و بدگویی از زن در اشعار قائم­ مقامی تصریح نمود، در حالی که در اشعار اصفهانی به علّت زندگی در کشورهای اروپایی و تأثیر جریان روشن­فکری و سازگاری و توفیق در زندگی مشترک به این موردها تصریح نشده می باشد.

فصل اول: کلیات و مفاهیم پژوهش

1-1- کلیات

1-1-1- اظهار مسأله

ژاله قائم ­مقامی و ژاله اصفهانی هر دو از شاعران معاصرند و هر دو ناکامی­های خود را به صورت شعر نگاشته­ اند. ژاله قائم­ مقامی در اشعارش به موضوعاتی از قبیل مظلومیت و دفاع از حقوق زن، انتقاد از جهل و عقب­ماندگی زنان و تحلیل موجبات آن می­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­پردازد.

ژاله اصفهانی سرگذشت خود را در کتاب«سایه­ی سال­ها» نوشته می باشد و در آن به نابرابری­هایی که درجامعه وجود داشته مثل: نابرابری­های دختر و پسر، زن و مرد، فقیر و غنی تصریح می­کند.

ژاله قائم­ مقامی نوعی ادبیات زنانه را آغاز نمود که پیش از او سابقه نداشت او به سلیقه مردان ننوشت و از آنها تقلید نکرد و با حدیث نفس و فردیت زنانه­اش زبان زنانه­ای آفرید که تأثیر آرزوهای بی­پرده یک زن بر صحفه کاغذ بود. اشعارش رنج­نامه و تجربه­های اندوه­بار یک زن می باشد که گاه با خود و گاه با دوستی صمیمی و خیالی درد و دل می­کند. شعر او اظهار درونی احساس و عاطفه و معضلات فردی اوست، او چیرگی مرد بر زن در اجتماع وحقارت و اشکال زن در برابر مرد دید و از زنان خواست برای آزادی خود کوششی کنند:

دست و پایی، همتی، شوری، قیامی، کوششی                          شهرِهستی جان من غیر از عرصه ناورد نیست

آخر ای زن جنبشی کن تا ببیند عالمی                                       آن چیز که زن را هست زان بیشتر در مرد نیست

(قائم­ مقامی، 1345: 5)

هر دو شاعر به موضوع زن و معضلات مربوط به زن توجه داشته ­اند اما توجه و تجلی این موضوع درآثار قائم­مقامی بیش از ژاله اصفهانی می باشد.

مسأله اصلی در این پژوهش آن می باشد که دو شاعر یاد شده تا چه حد به موضوعات زنانه پرداخته ­اند و هریک تا چه حد زبان، لحن، احساس و موقعیت زنانه را در شعرشان منعکس کرده ­اند.

1-1-2سؤالات پژوهش: (شامل سؤال اصلی و سؤالات فرعی)

1-1-2-1-سؤال اصلی: توجه دو شاعر نسبت به زن چگونه می باشد؟

1-1-2-2-سؤال فرعی: بازتاب این توجه در زبان هنری آنان چگونه می باشد؟

1-1-3-فرضیات پژوهش: (فرضیه اصلی و فرضیه فرعی)

1-1-3-1-فرضیه اصلی :

هردو شاعر در دیوان اشعارشان به موضوع زن و معضلات او در جامعه پرداخته­اند هر چند دیدگاه آنان متفاوت می باشد.

 ژاله قائم ­مقامی در زندگی شخصی و جامعه با تمام وجود مظلومیت زن و نابرابری زن و مرد را احساس کرده و دردهایِ­خود را دراشعارش زمزمه کرده می باشد، امّا از آنجا که ژاله اصفهانی بیشتر دوران زندگی خود گرفتار سفرهای اجباری بوده و همچنین درد دوری از وطن او را می­آزده می باشد کمتر به موضوع زن و معضلات زنان در شعرش پرداخته می باشد.

1-1-3-2-فرضیه فرعی:

  بازتاب این توجه در زبان هنری ژاله قائم مقامی بیش از ژاله اصفهانی می باشد. در شعر ژاله قائم­مقامی  واژه­های زنانه و نگاه، لحن، زبان، مسائل، اشیاء زنانه نسبت به ژاله اصفهانی بیشتر به کار گرفته شده می باشد و حتی جمله­بندی شعری او با روحیات یک زن بیشتر پیوند دارد.

 1-1-4- پیشینه موضوع و سوابق مربوط:

  با در نظر داشتن موضوع پایان ­نامه که مقایسه توجه دو شاعر درمورد زن (ژاله قائم مقامی و ژاله اصفهانی) می باشد تاکنون هیچ کتابی به گونه خاص و مستقل به این موضوع نپرداخته می باشد ، هر چند در نوشته­ها به گونه مجزا به مضامین اشعار این دو شاعر پرداخته شده می باشد اما در جستجوی کتابخانه­ای اثری که توجه این دو شاعر را در مورد زن مطالعه کرده باشد دیده نشد.

1-1-5 ضرورت و اهداف پژوهش:

با­در نظر داشتن این که دو شاعر از شاعران معاصر هستند ممکن می باشد برای افراد زیادی ناشناخته باشند و این­گونه تحقیقات باعث شناخت هر چه بیشتر افکار و اندیشه ­های این دو شاعر می­گردد.

هدف در این پایان­ نامه مقایسه توجه این دو شاعر در مورد زن می باشد.

 1-1-6- روش پژوهش و روش تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات:

روش پژوهش در این پایان نامه توصیفی- تحلیلی می باشد.

 1-1-7- روش و ابزار گردآوری اطلاعات:(پرسشنامه، مصاحبه، نظاره، آزمون، فیش و…) و (کتابخانه­ای میدانی…)

 روش گردآوری در این پژوهش به صورت کتابخانه ­ای و فیش­برداری می باشد و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه­ ها و سایت­ها و پایگاه های اطلاعاتی می باشد.

فصل دوم: نگاهی به شعر زن در ادبیات معاصر

مقدمه:

در تاریخ ادبیات ایران، زنان به علت های متعددی(که ذکر آن در این مجمل نمی­گنجد) در عرصه ادب و فرهنگ کم­تر درخشیده­اند. «پیشینه­ی تاریخ مردسالار و زیربنای فرهنگی جامعه کمتر به عنوان هویتی مستقل و صاحب اندیشه، جدّی گرفته شده می باشد.» (احمدی، 1384: 9) با این همه همزمان با رودکی (پدر شعر سنتی) رابعه قزداری، در قرن ششم مهستی و در قرن هشتم جهان­ملک­خاتون توانسته­اند نام خود را در اوراق تاریخ ادبیات به ثبت برسانند.

  «از دیرباز طبعاً پیش از قرن دهم هجری تاریخ ادبیات فارسی از چهره­های زنان شاعر بی­نصیب نبوده می باشد، امّا به هر دلیل در تذکره­ها تا به رابعه بنت کعب برسیم نشانی از شعر این زنان دیده نمی­گردد، از این­رو رابعه را نخستین شاعر زن بعد ازاسلام و معاصر آل­سامان و رودکی دانسته­اند»(باباچاهی،1386: 18)

 حال اگر به اشعار شاعران از دیرباز تا حال بنگریم می­بینم که زنان در اشعار گذشته جایگاهی نداشتند بسیاری از شاعران بزرگ گذشته، گذشته از اشعار عاشقانه و بعضی اشعار حماسی که تا حدودی در آن اشعار ستایش زن را می­بینیم اشعار دیگر مثل اشعار ناصرخسرو، سعدی، نظامی و…به زن به عنوان موجودی مکار و جادوگر و ناقص­العقل و این­که نباید در امور با زن مشورت نمود و… نگاه شده می باشد.

 «در شعر کلاسیک و آثار گذشتگان از زن تصاویر گوناگونی ارایه شده می باشد، مانند منظومه­های عاشقانه همچون: خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، ویس و رامین و… که زن در آن محور اصلی کلام و روح عاطفی و غنایی شعر بوده می باشد و یا در آثاری زیرا شاهنامه فردوسی (فرنگیس، منیژه و…) و گرشاسب­نامه اسدی طوسی و دیگر آثار غیر غنایی که زن بیشتر جنبه تکمیلی، تزیینی، چاشنی کلام را داشته می باشد، جدای از این تفاوت­های ظاهری، آن چیز که که در تمام موردها فوق مشابه می باشد این حقیقت   می­باشد که تصویر ارایه شده از زن در اکثر قریب به اتفّاق، توسط مردان تعریف می­شده که بیشترجنبه تجریدی و ذهنی داشته می باشد و از حیث در نظر نگرفتن حقیقت وجودی آنان به عنوان انسانی مستقل، موجودیت یافته و البته متفاوت با اندک تمایزی همه مشابه بودند.(بهبهان،1389 : 19)

عدم حضور زنان در اجتماع و محدود شدن آنها به آنها اجازه نمی­داد، که با شجاعت شعر بسرایند و اگر در این بین شعری گفته می­گردید، مردانه بود. با انقلاب مشروطه تحولاتی در زندگی زنان به وجود آمد و به نوعی به بیداری و آگاهی نسبی رسیدند، زن خود را پیدا نمود و لیاقت خود را فراتر از چهاردیواری خانه ­دید و خود را به عنوان جزئی از جامعه به ثبت رساند.

«شعر زن در ایران، از سده چهارم تا آغاز مشروطه، شعری به گردیدّت منفعل، محدود، مقلّد و سطحی­نگر می باشد. با مطالعه شعر زن از آغاز تا پیش از مشروطه با رجوع به تذکره­ها، به نام شمار زیادی از شاعران زن برمی­خوریم که سوای شعرهایی با بن­مایه­ی تغزلی، آثاری ارزشمند و یا دست کم آثاری که از نوعی ویژگی و هویت ممتایز بهره­مند باشند، از ایشان باقی نمانده می باشد. ازجمله این شاعران می­توان به عایشه سمرقندی (قرن ششم)، مطربه کاشغری، نهالی­شیرازی (قرن نهم)، بی­بی پرتوی، عصمتی سمرقندی، دلشاد (همسر فتحعلی شاه)، قمر السلطنه (دخترفتحعلی شاه)، خاور خانم (عروس فتحعلی شاه)،قمر قاجار (همسر ظل السلطان)، مریم خانم فراهانی (دختر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی) و… تصریح نمود به موازات حضور اجتماعی زن در عرصه­های فرهنگی از قبیل تأسیس مکتب­خانه­ها، جراید، تصدّی پست­هایی نظیرسردبیری مطبوعه­ها و… زنان شاعر(اکثراً از نخستین گروه زنان تحصیل کرده ایرانی) پابه عرصه گذاردند که از شعر پستوخانه­ای رهیدند و ابعاد تازه­ای از اندیشۀ اجتماعی و دغدغه­های تاریخی را در شعرشان بازتاب دادند. در این دوره،آثار شاعرانی نظیر رباب اصفهانی، مهرتاج رخشان، نیمتاج سلماسی، فخر­عادل خلعتبری، شمس کسمایی، ژاله قائم مقامی و… مصداق عیان طغیان اجتماعی زن ایرانی و نگاه دوباره­ی او به خویشتن خویش می باشد».((احمدی،1383: 17- 16)

می­توان گفت زنان شاعر سردمداران اعتراض بر ضد بی­عدالتی­ها و تشویق زن به سمت پیشرفت بودند.  «شعر مؤنث فارسی را بدون در نظر گرفتن سنت شعر فارسی که سنتی مذکر می باشد نمی­توان مورد مرور و مطالعه قرار داد، به­ویژه آن­که شعر مؤنث معاصر (مدرن) از منشور تحولاتی سیاسی- اجتماعی عبور   می­کند که نام نیما یوشیج بر صدر آن می­درخشد.» (باباچاهی،1386: 15)

قبل از مشروطه زن ارّج و ارزش واقعی خود را پیدا نکرده بود و برای او کاری بالاتر از خانه­داری و بچه­داری نمی­شناختند، و حتی حضور او در اجتماع را ننگ می­دانستند. «با آغازنهضت مشروطه،    جنش­های گوناگون زنان ایرانی، شکل گرفت. هر چند زنان نواندیش درشروع کار، با سختی­های گوناگون روبه­رو گشتند، امّا همین حرکت باعث گردید که بعدها زنان، خود و تأثیر اساسی خود درخانواده و اجتماع را بشناسند و برای رهایی از قید و بندهای دروغین اقدام نمایند. این تغیر توجه را بایستی مدیون زنانی دانست که در عصر مشروطیّت، جدّیت به خرج دادند و در برابر توهین و تهمت دیگران قد علم نمودند. زنان در این دوره به تکامل شخصیّت خود اندیشیدند و از خانه­ها به اجتماع قدم نمودند تا اجازه ندهند هر قلم به دست و هر بی­تعهدی در مورد آنان، هرگونه که خواست بنگارد».(یزدانی، 1387: 117)

با آغاز مشروطه جنبشی شگرف در زندگی و ادبیات زنان می­بینیم باباچاهی در این مورد می­گوید: «جنبش مشروطه، خیزش­های مردمی و روشنفکری را تشدید و طبقات مختلف مردم را به هم نزدیک نمود. از همین منظر هم صداهای معترض تکثیر و هم بر تکثر صداها افزوده گردید. به­رغم زن­ستیزی­های پنهان و عیان که گاه از جانب چهره­های معتبر و از سوی بعضی رهبران مشروطه نظاره می­گردید، به تدریج طرفداری از مظلومیت زنان ایرانی و حقوق اجتماعی او محور توجه قرارگرفت، به­ویژه آن­که در این بین زنان نیز بر شأن و جایگاه و حقوق اجتماعی- فرهنگی خود تأکید ورزیدند.» (باباچاهی،1386: 49)

انقلاب مشروطه بر فکر و شعر زنان تأثیر بسیاری گذاشت، و گامی بلند برای رسیدن به تحولاتی عمیق در این زمینه بود، «بعد از انقلاب مشروطه تا حدودی نگاه شاعران و نویسندگان نسبت به زن تغییر پیدا نمود و تحقیر زن، کما­بیش از میان رفت، هرچند شکل آرمانی آن شکل گیری نیافت، امّا در مقایسه با ادبیات پیشین تغییرات محسوس نمود. در این عصر تحولات عمیقی درشعر رخ داد شعر از شکل سنتی خود خارج گردید و در راه تازه­ای قدم نهاد. این تغییرات تنها در وزن و قافیه رخ نداد، بلکه ازلحاظ توجه و نگاه نیز، دگرگونی­هایی حاصل گردید، در میان نوگرایی در شعر پس از مشروطه، نام بانو شمس کسمایی نظاره می­گردد. ایشان یکی از زنان فعّال در ایجاد شعر نو بود که همراه تقی رفعت و جعفر خامنه­ای در مجّله­ی تجّدد و آزادیستان با نوشتن مقالات و اشعاری از رواج چنین نظریه­ای طرفداری نمود».(یزدانی، 1378: 125)

در عصر مشروطه زنان شاعر و نویسنده تأثیر تعین کننده­ای داشتند، «حضور بانو شمس کسمایی در برقراری روشی­نو در شعر، از تأثیر­ زنان، در عصر­مشروطه خبر می­دهد. این خود زمینه­ای گردید برای زنان آینده، که خود را بیشتر در جامعه مطرح نمایند و در عرصه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اظهار­نظر نمایند. برخلاف سده­های گذشته که زنان شاعر و نویسنده به ندرت پیدا نمود  می­شدند، از این دوره به بعد، زنان بسیاری ظهور کردند که در سرودن و نگاشتن، مهارت زیادی از خود نشان دادند و کارکرد آنان از لحاظ ادبی اهمیّت زیادی پیدا نمود. شاعران بزرگی زیرا فروغ فرخزاد، پروین اعتصامی، سیمین بهبهانی، طاهره صفارزاده، رقیّه کاویانی، مهوش­ مساعد، ژیلا مساعد، فریده فرجام، نازلی امیر قاسمی از شاعران برجسته این سده به حساب می­آیند».(همان/ 126)

در زمان معاصر ادبیات زنان تا حدودی راه پیشرفت و ترقی را در پیش گرفته و از زیر بار سلطه تقلید و سطحی­نگری تا حدودی شانه خالی کرده می باشد، «شعر زن در روزگار ما تحولات شگرفی داشته می باشد به نحوی که از یک طرف شعر آن­ها با شعر مردان تفاوت­های زبانی و محتوایی دارد و از طرف دیگر در گستره­ی شعر شاعران زن نیز یک دستی دیده نمی­گردد و هرکدام از این دسته از شاعران سبک ویژه­ای در شعر زنانه دارند، مثلاً شعر پروین (1285-1320) ادامه صدای مردانه از زبان یک شاعر زن می باشد امّا صدای ژاله قائم­مقامی (1262- 1325) صدای زنی می باشد که هر چند صدایش هنوز مردانه می باشد امّا از نظر درون­مایه، بیانگر گلایه­های زنان می باشد و صدای فروغ (1313- 1345) روشن­ترین صدای زنانه در شعر روزگار ماست، او هم از نظر زبان و هم از نظر درون­مایه کاملاً زنانگی خود را حفظ کرده می باشد، صدای سیمین بهبهانی، صدای می باشد که گاه از گلوی مردان بر­می­آید و گاه از گلوی شاعر، او میان سنّت­های فرهنگی شعر فارسی و نوآوری­های فروغ در رفت و آمد می باشد». (واعظ و دیگران، 1384 : 74)

کسانی که سربلندی و پیشرفت زنان را خواستار بودند، در طول تاریخ سختی­های زیادی کشیدند تا زنان را به درجه خودباوری برسانند و زنان تحصیل کرده مانند اوّلین زنانی بودند، که در این راه سختی زیادی متحمل شدند امّا بسیاری از زنان، ­آن­قدر در دنیای محدود خود غوطه­ور شده بودند و به آن دل­خوش کرده بودند، که طول می­کشید تا باور کنند که آنها هم عضوی از جامعه هستند و حق    تصمیم­گیری و درس خواندن را دارند.

«از قرن سیزدهم هجری به بعد توجه تازه و متفاوتی در آثار شاعران و نویسندگان، ظهور دریافتن جدید را از زن نشان می­دهد. دورهای که اندک­اندک زنان نیز به شخصیت انسانی و مقام­الهی خویش وقوف یافته و همراه با تحولات اجتماعی پذیرفته­اند که تأثیر والاتر از فراهم کردن وسایل سرگرمی و راحتی مردان را در جامعه دارا هستند و به فراخور این درک، مردان نیز اندک اندک این مهم را کم و بیش پذیرفتند، هرچند بسیاری از زنان سختی­های بسیاری را در راه اثبات وجود خویش متحمل شدند تا شرایط را برای حضور زنان در عرصه­ های مختلف فراهم آورند. امّا متأسفانه شرایط غالب جامعه موجب شده عده­ای کمی راه آنان را دنبال کنند. به هر روی با آغاز مشروطیت و هم­راستا با دگرگونی­های تاریخی و عوامل بیرونی و درونی جامعه­جهانی، زنان تحصیل کرده و جوانان دانش­آموخته شرایط تحول اجتماعی و فرهنگی را فراهم کردند که البته در این دوره هجوم فرهنگ بیگانه با آداب و سنّت­های بومی، ملّی و مذهبی بسیاری را از طریقه رو­به رشد حقیقی باز داشته و سرگرم زرق و برق­های تمدن­ نو نمود».(بهبهانی، 1389: 20)

امروزه تا حدودی کوشش کسانی که پیشرفت زنان را در جامعه می­خواستند به ثمر نشسته می باشد، «به هر صورت، امروزه دیگر هم­راستا با تأثیر زنان در جامعه از حضور پرشور و به یاد ماندنی شان در جنگ گرفته، که پابه­پای مردان از شرف و کیان ایران زمین دفاع کردند، تا امروز که در عرصه­های متفاوت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی به عنوان ستون و محور اصلی زندگی و استحکام بنیان خانوادگی حضور دارند شعر و ادبیات معاصر نیز حضوری پررنگ­تر از آنان می­طلبد و حضوری در سایه درکی درست از جنبه­های مستقل و انسانی­شان که در تضاد و تقابل با وجود مردانه هم نیست».(بهبهانی 1389: 20)

به هر حال، شعر زن و حضور او در تاریخ ادبیات ایران، معمولاً تابع شرایط اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی و تحولات حاصل از آن بوده می باشد. روزگاری ساختار فرهنگی و عرف اجتماعی، اجازه نمی­داد زن، هنر خود را در بین اقشار مختلف جامعه عیان سازد، اما پس از مشروطه، شاهد دگرگونی در عرصه مختلف اجتماعی، فرهنگی، ادبی و به تبع آن، تغییر توجه جامعه در خصوص حضور زن در حوزه­ های مختلف اجتماعی و فرهنگی هستیم. بدیهی می باشد حیات جدید اجتماعی، بر ذهن و اندیشه شاعران زن نیز تأثیر­گذار می باشد و آن­ها را واداشت تا نسبت به واقعیت­های پیرامون خود توجّه نشان دهند و از مطالبات، خواسته­ها، و دغدغه ها و مسائل خود و زنان سخن بگویند.

در این پایان­نامه قصد بر آن می باشد تا به تحلیل اشعار ژاله قائم­ مقامی و ژاله اصفهانی و به تبیین دیدگاه آن دو، در خصوص جایگاه زن بپردازیم و ببینیم موضوعات مربوط به زنان، از نگاه آن­ها کدامند و از چه شگردهای هنری در توجیه آن بهره برده ­اند.

تعداد صفحه : 143

قیمت : 14700 تومان

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی: ساخت هنری شعر شهریار

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می گردد.

پشتیبانی سایت :        ****       serderehi@gmail.com

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***